۱۳۹۶ بهمن ۱۸, چهارشنبه

تقلیل نقد به دعوای شخصی؛ پایان گفتگو

برای من تردیدی باقی نمانده است که آگاهی محمدرضا جلایی‌پور از روزنامه‌نگاری تحقیقی در حد همان چیزهایی است که در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری با عنوان "پژوهش" انجام می‌دهند و برای همین در پاسخ به من رطب و یابس می‌بافند. من با این یادداشت پرونده کردانیسم جلایی‌پور را می‌بندم تا به کارهای دیگرم برسم چرا که گفته‌اند عاقلان را اشاراتی کافی است و برای ایشان هم که بالاخره بهر‌ه‌ای از عقل برده‌اند باید همین چند اشارت کافی باشد.

جلایی‌پور در دو جوابیه به گزارش من دو بار نوشته که تا حالا من را ندیده است. ایشان تواضع به خرج داده و نگفته "فرد مهمی است" و من یک روزنامه‌نگار یک لاقبا و برای همین تاکنون به افتخار زیارت‌شان نائل نشده‌ام. باید به بزرگی خودشان ببخشند! و البته نوشته‌اند که تا قبل از انتشار ویدیوهای مجلس خبرگان حتی  اسم من را هم نشنیده است. البته این دیگر از بزرگیش نیست! و تنها به این دلیل است که دروغگو کم حافظه است. جلایی‌پور قطعا به خاطر دارد که به خاطر انتقادات تند و تیزم از خدمات خارج از کشور ایشان به جمهوری اسلامی، من را در فیس‌بوک بلاک کردند.

من در پاسخ به جوابیه جلایی‌پور، به ۹ نکته‌ای که ایشان در جوابیه‌شان ردیف کرده‌اند، به همان ترتیب پاسخ می‌دهم.

1-      جلایی‌پور نوشته من علیه‌اش پرونده‌سازی کرده‌ام و باید با خودش تماس می‌گرفتم. در روزنامه‌نگاری تحقیقی "علیه کسی پرونده‌سازی نمی‌‌کنند." بهتر است جلایی‌پور از حسام‌الدین آشنا، معاون پیشین وزارت اطلاعات و رئیس فعلی‌شان در مرکز بررسی‌های استراتژیک، در این باره بپرسد تا به او بگوید فرق پرونده سازی که تخصص جمهوری اسلامی است با گزارش تحقیقی که تخصص روزنامه‌نگاری آزاد است در چیست. جلایی‌پور می‌گوید توضیح داده است و من اتهام زده‌ام. توضیحات ایشان تاکنون شفاف نبوده و تنها ادعاهایی را تکرار کرده‌اند که من مستند، دروغ بودن آن‌ها را نشان داده‌ام. متاسفانه امکان تماس با ایشان هم فراهم نشد، اما شواهد کافی برای ارائه گزارش بدون همکاری ایشان هم در دسترس بود و من ملزم نبودم پس از کسب نظر ایشان گزارشم را بنویسم.

2-       من سه مدرک پیدا کردم که نشان می‌داد ایشان مستعد ابتلا به سندروم کردانیسم هستند. نخست دکتر معرفی کردن خودشان در لینکدین بود و دومی هم حضورشان با عنوان دکتر در یک برنامه سخنرانی بود و سوم هم ادعای گذراندن یک دوره پست‌دکترا. به این‌ها اشاره کوتاهی خواهم کرد اما کاش ایشان به جای حمله کردن به من ، نام آن ۱۵ همایش علمی را می‌نوشتند که می‌گویند در آن "مقاله علمی" ارائه داده‌اند. ما متاسفانه هرچه گشتیم، در عصر اینترنت ردی از مقالات و حضورهای علمی ایشان در کنفرانس‌ها نیافتیم. علاوه بر آن می‌دانیم که ایشان تاکنون هیچ‌گاه در دو کنفرانس مشهور سالانه میسا و ایران‌شناسی که مرتبط با رشته تحصیلی ایشان است حتی یک مقاله (حضور البته برای همگان آزاد است!) هم ارائه نداده است.

3-      جلایی‌پور نوشته است که در کل اینترنت و با هزاران لینک، من تنها یک جا نام او را با خطاب دکترا یافته‌ام. او البته لینکدین را فراموش کرده است اما  برای من روزنامه نگار تنها یک خطای یک سیاستمدار برای این‌که به بررسی پرونده‌اش علاقه‌مند شوم کافی است. اضافه کنم که در این سایت (https://goo.gl/wxmHdS) عنوان ایشان همان است که بود!

4-       در مورد لینکدین هم مجبورم بدیهیاتی را توضیح دهم تا نشان دهم جلایی‌پور متاسفانه اصرار دارد دروغ بگوید. در لینکدین، در قسمت تحصیلات، عضو لینکدین باید بنویسد مقطع تحصیلی را  کی شروع کرده و کی تمام کرده یا قرار است تمام کند. به این ترتیب جلایی‌پور می‌توانست در قسمت شروع دکترایش بنویسد ۲۰۰۵ (یعنی سالی که دکترایش را شروع کرد) و قسمت پایان را یا جواب ندهد یا اگر جواب می‌داد سالی را که انتظار داشت تمام کند بنویسد مثلا ۲۰۱۸. مانند آن‌چه برای لیسانس و ارشدش نوشته است. جلایی‌پور در لینکدینش (https://goo.gl/oYmwym) که به قول خودش سال ۲۰۱۵ آن را تکمیل کرده است در اشاره به تحصیل دکترا نوشته است ۲۰۱۵ بدون این‌که به زمان شروع تحصیل اشاره کند. این در حالی است که تحصیلش را ۱۰ سال پیشتر شروع کرده و تزش را هم ننوشته است و اصولا تحصیلش در آن زمان معلق شده است. این یعنی این‌که دارد آگاهانه مخاطب را فریب می‌دهد و القا می‌کند که دکترای سال ۲۰۱۵ است. جلایی‌پور سه سال وقت داشت این دروغش را اصلاح کند اما این کار را نکرد تا در این گزارش به این تقلبش اشاره شد.

5-      کار من اصولا به پرسش گرفتن است و این کار برخلاف آن‌چه جلایی‌پور به طعنه نوشته سعی زیادی هم نمی‌خواهد! من در گزارشم پرسیده‌ام چرا ردی از پژوهش‌های علمی جلایی‌پور وجود ندارد. رتبه اول شدن در کنکور ایران که روشی بیمار برای ورود به دانشگاه است به خودی خود هیچ معنی ندارد و نمره بالا در دانشگاه هم خیلی خوب است اما این به معنای کار و تولید علمی نیست. ناچارم تکرار کنم پذیرش محمد‌رضا جلایی‌پور در آکسفورد با بورس کامل همراه نبوده و بعد از پذیرش توانسته از برخی کمک هزینه‌ها و بورس‌های جانبی آکسفورد استفاده کند و در هاروارد هم اصلا بورس نگرفته است و پذیرشش بدون تبادل مالی بوده است، در حالی‌که همه پژوهشگران در دوره‌های این چنینی دستمزدی ولو ناچیز بابت کار پژوهشی می گیرند، اما هاروارد در این ۲۳ ماه حتی یک سنت/ریال به جلایی‌پور پرداخت نکرده است! من باید بپرسم کارها و تولیدات پژوهشی شما کجاست آقای جلایی‌پور؟

6-       جلایی‌پور نوشته من بخشی از صحبت‌های دکتر کاتوزیان را که با او گفتگو کرده‌ام را در گزارش نقل نکرده‌ام. اگر جلایی‌پور چیزی از روزنامه‌نگاری می‌دانست، می‌فهمید که یک روزنامه‌نگار از نیم ساعت گفتگوی تلفنی با یک نفر ممکن است در یک گزارش تنها از یک دقیقه‌اش استفاده کند یا کلا کنارش بگذارد. دکتر کاتوزیان در آن گفتگو به من گفت «در 40 سال تدریسم، محمدرضا یکی از 5 دانشجوی نخبه‌ای بوده که داشته‌ام.» من هم در همان گزارش نوشتم «گفته می‌شود محمدرضا جلایی‌پور فردی بسیار تیزهوش و مستعد است.» در مورد تعلیق هم جلایی‌پور به نحو آزاردهنده و بی‌معنی به دروغ‌هایش ادامه می‌دهد. تحصیل ایشان به خاطر طول کشیدن غیرمعمول تحصیلش و تاخیر در ارائه تز دکترا، معلق شده است. من نوشته‌ام او دانشجوی تعلیقی دکتراست و این عین چیزی است که دکتر کاتوزیان، استاد راهنمای خودش، در مصاحبه به من گفت. به آن‌چه جلایی‌پور در این باره به من نسبت داده می‌گویند انگ‌زنی در حین دروغ‌گویی برای پرت کردن حواس مخاطب. جلایی‌پور همچنین نوشته است روی پا خودش ایستاده و به هیچ دولتی و حتی خانواده‌اش وابسته نیست. ایشان در جوابیه پیشین خودش گفته بود از جایی خارج از دانشگاه برای حضور در دوره پژوهشی هاروارد، (یعنی دو سال زندگی در بوستون) بورس گرفته است. آقای جلایی‌پور شما چهره عمومی هستید و موظف هستید به افکار عمومی توضیح دهید وقتی کار ندارید و به خانواده هم وابسته نیستید چه کسی خرجتان را می‌دهد؟

7-       جلایی‌پور گفته مقاله علمی و پژوهش دارد و قرار است منتشرش کند و به این ترتیب قبول کرده است که تا حالا چیزی منتشر نکرده است. اما ایشان حتی اینجا که بالاخره حرف درستی می‌زند، حس خوب شنیدن حرف درست را با این دروغ که در یکی از دامین‌های آکسفورد صفحه رسمی ندارد، به کاممان تلخ می‌کند. کاش او با نسل پیشین سیاستمداران تباه جمهوری اسلامی فقط ذره‌ای فرق داشت! این صفحه (https://goo.gl/wgYH1y) که لیست تالیفات! جلایی‌پور در آن آمده است من که نمی‌توانم به اسم ایشان در یکی از دامین‌های رسمی آکسفورد باز کنم!

8-       آقای جلایی‌پور دوست دارد خودش را پژوهشگر پست‌داک (پست‌دکترا) هاروارد بخواند و در لینکدینش هم در قسمت جوایز و افتخارات نوشته است بورس کامل پست‌داک (Full Post-doctorate Scholarship) گرفته است. در مصاحبه با رویترز و هاروارد کریمسن هم، خودش را پژوهشگر پست‌داک معرفی کرده. (https://goo.gl/eALyFs) (https://goo.gl/m9qmuA) خوب این‌ها همه دروغ است. در هاروارد نمی‌شود بدون داشتن دکترا، دوره پست‌داکترا را شروع کرد. می‌شود در دوره پست‌داک پذیرفته شد اما باید مدرک دکترا همان اول کار ارائه شود وگرنه پذیرش در شروع دوره باطل می‌شود. دانشگاه هاروارد هم در ایملیش که من تصویرش را در وبلاگم منتشر کرده‌ام (https://goo.gl/uwgxGx) تاکید کرده عنوان رسمی  پژوهشی ایشان در هاروارد "پژوهشگر میهمان در برنامه پژوهشگران میهان" این دانشگاه بوده است و از بورس هم خبری نیست. دانشگاه هاروارد دروغ می‌گوید آقای جلایی‌پور؟ ایشان البته خودشان در پاسخ قبلی هم قبول کردند که دکتر متحده درست گفته است و او از جایی خارج دانشگاه بورس گرفته است. خوب اگر این ادعا راست هم باشد، بورس دو سال زندگی در بوستون چه ربطی به "بورس کامل پست‌داکترا"ی دارد که وجود خارجی ندارد و جلایی‌پور در لینکدینش، گرفتن آن را جز افتخاراتش عنوان کرده است!

9-       جلایی‌پور گفته به قدرت نزدیک نیست و کار دولتی نمی‌کند و یک ریال حقوق از دولت نگرفته است. ایشان البته شکسته‌نفسی کرده است چون قطعا ایشان که فاقد مدرک دکترا است و سابقه پژوهشی قابل اتکایی هم ندارد (نه آن‌چه قرار است منتشر شود!) نمی‌تواند بدون نزدیک بودن به قدرت، در ایرانی که دکتر و پژوهشگرش بیکار هستند و یا آواره غربت شده‌اند، به محض بازگشتن از امریکا و در حالی که به قول خودش در دادگاه پرونده باز دارد، در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری و زیر نظر یکی از معاونان پیشین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به عنوان پژوهشگر مشغول به کار شود! البته باید به آقای جلایی‌پور تبریک گفت که الان چند ماه است هر روز صبح می‌رود مرکز بررسی‌های استراتژیک و عصر برمی‌گردد خانه پدری، اما از دولت حقوق نمی‌گیرد. خدمت داوطلبانه ایشان در نهادی وابسته به ریاست‌جمهوری از نظر من روزنامه‌نگار، کار دولتی است. ایشان می‌تواند هر اسمی دوست دارد رویش بگذارد.

و دو نکته کوچک پایانی:
محمدرضا جلایی‌پور در کانال تلگرامی خودشان را «پژوهشگر جامعه‌شناسی در دانشگاه هاروارد» معرفی می‌کند. اولا خواستم به یادشان بیاورم که دوره پژوهشی هاروارد تمام شد و تا گند این یکی هم درنیامده، اصلاحش کنند! و دوما اضافه کنم ایشان در حالی‌که هیچ وقت در آکسفورد یا هاروارد با دپارتمان جامعه‌شناسی کار نکرده است چگونه پژوهشگر جامعه‌شناسی شده‌اند؟

جلایی‌پور گفته به زودی از تز دکترایش دفاع می کند. این هم متاسفانه دروغی است که گذر زمان دروغ بودنش را آشکار خواهد کرد. چرا؟ در هر دانشگاهی، بعد از تحویل دادن تز دکترا به استاد راهنما، استاد بین ۳ تا ۵ وقت صرف خواندن و دادن فیدبک به تز می‌کند. بعد از اینکه نسخه نهایی تحویل گروه شد، همین مقدار زمان لازم است تا ممتحن‌ها تز را بخوانند و نهایتا دانشجو را دعوت کنند برای دفاع. سوپروایزر دکترای جلایی‌پور، هنوز تز کامل ایشان را نه دیده و نه خوانده است و تاکنون فقط بخش‌هایی از تز برای کسب نظر به او ارائه شده است. به این ترتیب تز جلایی‌پور هنوز آماده نیست و این ادعای به زودی می‌روم دفاع می‌کنم هم به اندازه بقیه ادعاهای جلایی‌پور اعتبار دارد!

۱۳۹۶ بهمن ۱۶, دوشنبه

خاک در چشم حقیقت پاشیدن

پاسخی به جوابیه محمدرضا جلایی‌پور به گزارش کردانیسم

محمدرضا جلایی‌پور در یادداشتی به گزارش من واکنش نشان داده است. واکنش ایشان ناامید کننده است چون من فکر می‌کردم جلایی‌پور متاثر از سال‌ها زندگی در محیط آکادمیک، با آداب برخورد با گزارش‌های رسانه‌های، قبول مسئولیت اشتباه و یک عذرخواهی ساده آشنا شده باشد.

جلایی‌پور می‌داند که تمام فکت‌های گزارش من درست است و تمام ادعاها همراه با مدارک و لینک‌های مربوطه در وبلاگم منتشر شده‌اند. من اینجا تیتروار و به صورت مختصر به جوابیه جلایی‌پور می‌پردازم تا نشان دهم با دروغگو خواندن روزنامه‌نگاری که خطاهای سیاستمداران را گزارش می‌کند، واقعیت تغییری نمی‌کند.

محمدرضا جلایی‌پور در جوابیه‌اش نوشته است: «حتی یک‌بار هم در هیچ جا (از جمله صفحاتم در شبکه‌های اجتماعی، جمع‌های دوستانه و رسانه‌ها) خودم را دکتر نخوانده‌ام و هر وقت کسی به اشتباه خوانده هم به او تذکر داده‌ام.» جلایی‌پور در همین یک جمله متاسفانه دو دروغ دیگر گفته است:

1- لینکدین، یک شبکه اجتماعی معرف تخصص و حرفه اعضا آن است. جلایی‌پور در صفحه‌اش در این شبکه اجتماعی تا زمان انتشار این گزارش (یعنی تا دو روز پیش) خود را دکترای جامعه‌شناسی معرفی کرده و سال فارغ‌التحصیلی را هم ۲۰۱۵ ذکر کرده بود. (اسکرین‌شات این صفحه را منتشر کرده‌ام) این یعنی دروغگویی در مورد مدرک تحصیلی و اکنون تکذیب آن هم یعنی یک دروغ دیگر.

جلایی‌پور پس از انتشار گزارش، لینکدینش را اصلاح کرده است و مقابل قسمت تحصیل دکترا کلمه (Pending) را اضافه کرده‌اند و به جای ۲۰۱۵ هم نوشته‌اند ۲۰۱۸. این اصلاح کار خوبی است اما ایشان به جای تشکر از من که این اشتباه و دروغ مسلم در لینکدین را به ایشان یادآوری کردم من را متهم به دروغگویی می کند!

2- محمدرضا جلایی‌پور در مورد این‌که به مخاطبانش هم برای خطاب کردن او به نام دکتر تذکر داده است دست‌کم در یک مورد دروغ می‌گوید. ایشان فوریه ۲۰۱۷ برای سخنرانی عید فطر به مرکز فرهنگ اسلامی شمال کالیفرنیا دعوت شد و در پوستری که در وب‌سایت این مرکز برای تبلیغ آن سخنرانی منتشر شده و هنوز روی سایت آن‌ها در دسترس است، با عنوان "دکتر محمدرضا جلایی‌پور" معرفی شده است. این مراکز معمولا از میهمانان خود می‌پرسند آنان را با چه عنوانی معرفی کنند. اما حتی اگر این مرکز بدون پرسش از جلایی‌پور چنین کاری کرده باشد، جلایی‌پور چنان‌که ادعا می‌کند می‌توانست این مورد را به آنان تذکر بدهد تا آن را همان زمان اصلاح کنند.

جلایی‌پور در جوابیه‌اش در مورد این حضور و بسیار مهمتر از آن، در مورد دو گفتگویی که با دو رسانه رویترز و هاروارد کریمسن داشته سکوت کرده است. چرا؟ چون جلایی‌پور می‌داند نمی‌تواند از دو رسانه رویترز یا هاروارد کریمسن بخواهد تا آن گزارش‌هایی که او در آن‌ها خود را به گزارش‌گرانش، پژوهشگر پست‌داکترا معرفی کرده از روی سایت‌هایشان بردارند یا آن‌ها را اصلاح کنند!

جلایی‌پور در ادامه نوشته است: «بعد از پایان پژوهش‌های دکتری در آکسفورد و قبل از دفاعِ دکتری، مطابق مقررات برای دوره‌ی پژوهشی به هاروارد رفتم و بنا بود چند ماه بعد برای دفاع به آکسفورد سفری کوتاه کنم ولی با شروع ریاست جمهوری ترامپ و محدودیت‌های جدید در صدور ویزا برای ایرانیان و این‌که در صورت خروج از آمریکا احتمالا امکان دریافت ویزا و ورود مجدد و پایان دوره‌ی پژوهشی پیدا نمی‌کردم. با هماهنگی با استاد راهنما قرار شد بعد از پایان دوره پژوهشی هاروارد و در مسیر بازگشتم به ایران به انگلستان بروم و دفاع کنم. " متاسفانه این گزاره هم واجد دو دروغ دیگر است!


1- "مطابق مقررات" آکسفورد مطلقا ضرورتی ندارد و حتی لزوما مرسوم هم نیست که دانشجوی آکسفورد پیش از فارغ‌التحصیلی در دوره پژوهشی دانشگاه دیگری حضور پیدا کند. اضافه کنم که پژوهش‌های دکترای ایشان در آکسفورد هنوز تمام نشده است و مساله جلایی‌پور نه صرفا جلسه دفاع از تز دکترا که عدم ارا‌ئه تز دکترایش به دانشگاه است! قاعدتا اگر‌ تز ایشان آماده و تحویل دانشگاه شده بود می‌توانستند رسید دریافت آن را منتشر کنند تا معلوم شود دست‌کم در این مورد صادق بوده‌اند.


2- دروغ دوم هم این است که ایشان نوشته‌اند بنا بوده "چند ماه بعد" از رفتن به هاروارد برای دفاع به آکسفورد سفر کند اما شروع ریاست‌جمهوری ترامپ و محدودیت‌های ویزایی ترامپ مانع سفرش شده است. این دروغ است چون محمدرضا جلایی‌پور مستند به ایمیل هاروارد، دهم نوامبر ۲۰۱۵ وارد موقعیت پژوهشی هاروارد شده است و ریاست‌جمهوری ترامپ نه چند ماه بعد! که دقیقا ۱ سال و ۲ ماه و ۱۰ روز بعد یعنی ۲۰ ژانویه ۲۰۱۷ شروع شده است. محمدرضا جلایی‌پور در همین فاصله 14 ماهه یکبار از امریکا به ترکیه سفر کرده و عکس‌هایش را هم در اینستاگرامش منتشر کرده اما به انگلستان نمی‌توانست سفر کند؟
شاید لازم بود ایشان درباره منقضی شدن ویزای تحصیلیش در بریتانیا به دلیل طول کشیدن تحصیلاتش به عنوان دلیل اصلی رفتن به امریکا توضیحی می‌داد.

محمدرضا جلایی‌پور در مورد بورس شدن هم مطالبی نوشته است. باید یادآوری کنم که حضور محمدرضا جلایی‌پور در هاروارد به تائید دکتر متحده استاد معرف ایشان، بدون تبادل مالی بوده است و اگر هم ایشان از جایی (که قاعدتا در مورد یک چهره سیاسی این حق مردم است بدانند از کجا برای خرج زندگی در امریکا به مدت دو سال پول گرفته‌ است) پول گرفته‌اند که خودشان در این جوابیه می‌گویند گرفته‌اند، نه برای هزینه پژوهش در هاروارد که برای زندگی در امریکا بوده است.
جلایی‌پور در مورد بورس آکسفورد هم همه حقیقت را نمی‌گویند. ایشان هیچکدام از بورسیه‌های شناخته شده آکسفورد را دریافت نکرده است هرچند از کمک‌ هزینه‌های آکسفورد برای پرداخت هزینه تحصیل استفاده کرده است.

می‌ماند یک نکته؛ جلایی‌پور بهتر است در واکنش به انتقادات منطقی‌تر رفتار کند و به جای این‌که مثل کودکان موضع بگیرد و بنویسد "درباره‌ی همایش‌های علمی‌ای که در آن شرکت داشته‌ام و مقالات و کتاب علمی در دست انتشارم هم نیازی به گزارش‌دهی به او نمی‌بینم" با تواضع بنویسد که حق با گزارشگر است و من تولید علمی نداشته‌ام اما "مقالات و کتاب علمی در دست انتشارم" این‌ها هستند.

این تقصیر من نیست که در دو صفحه‌ای که لیست کتاب‌ها و مقالات‌ محمدرضا جلایی‌پور را ردیف کرده‌اند، عنوان هیچ مقاله پژوهشی یا علمی دیده نمی‌شود. ایشان البته یادشان بوده برای نمونه لینک "مصاحبه‌اش با مجله گردشگری در مورد لندن گردی" را در لیست مقالات و تالیفاتش! در صفحه‌ رسمیش در آکسفورد بگذارد، اما از مقالات علمیش خبری نیست. حتی در صفحه پژوهشگاه علوم انسانی ایران هم هیچ خبری از مقالات و پژوهش‌های علمی یا کنفرانس‌های علمی ایشان نیست و جستجوی اینترنتی و دانشگاهی هم هیچ نتیجه‌ای نمی‌دهد.

محمدرضا جلایی‌پور یک سیاستمدار است و من هم یک روزنامه‌نگار. کار من از جمله نورافکندن بر تاریکخانه سیاست در ایران و البته راستی آزمایی ادعای سیاستمداران است و کار او جلب اعتماد مردم و پاسخگویی به آنها در قابل مسئولیت‌ها و ادعاها و رفتارش در فضای عمومی. اما آنچه او در این جوابیه کرده است چنگ زدن بر چهره حقیقت است. او می‌توانست به جای این‌که گزارش من را ساختگی بخواند، بی‌اخلاقی و بی‌پرنسیبی حرفه‌ای خود را در آیینه ببیند و با متانت به مدعاها و فکت‌های گزارش من جواب بدهد تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد!

پ.ن: محمدرضا جلایی‌پور بدون انتشار گزارش من در کانال تلگرامیش، برای آن جوابیه نوشته است. من البته برای اطلاع و قضاوت خوانند‌گان آن گزارش و رعایت پرنسیب‌هایی که بعید می‌دانم جلایی‌پور چیزی درباره‌اش بداند، متن کامل جوابیه ایشان را در ادامه منتشر می‌کنم.
تکذیب یک گزارش سراسر دروغ
محمدرضا جلایی‌پور
شاهد علوی در یادداشتی سراسر دروغ و نشر اکاذیب مرا متهم کرده است که خود را قبل از گرفتن دکتری دکتر خطاب کرده‌ام. این ادعا و جزئیاتی که قصه‌پردازی کرده است خلاف واقع است. تا به حال او را ندیده‌ام اما اگر واقعا اهل روزنامه‌نگاری تحقیقی صادقانه بود به روشنی می‌دید که حتی یک‌بار هم در هیچ جا (از جمله صفحاتم در شبکه‌های اجتماعی، جمع‌های دوستانه و رسانه‌ها) خودم را دکتر نخوانده‌ام و هر وقت کسی به اشتباه خوانده هم به او تذکر داده‌ام. هر کس مرا از نزدیک می‌شناسد هم می‌داند که نه تنها چنین نکرده‌ام، بلکه نسبت به دکتر خطاب کردنِ غیردکترها هم حساسیت داشته‌ام. در لینکدین هم مطابق شیوه‌ی پروفایلینگِ این شبکه، سال‌های تحصیلم در مقاطع مختلف آمده است و هیچ جا پایان مدرک دکتری ذکر نشده است.

بعد از پایان پژوهش‌های دکتری در اکسفورد و قبل از دفاعِ دکتری، مطابق مقررات برای دوره‌ی پژوهشی به هاروارد رفتم و بنا بود چند ماه بعد برای دفاع به آکسفورد سفری کوتاه کنم ولی با شروع ریاست جمهوری ترامپ و محدودیت‌های جدید در صدور ویزا برای ایرانیان و این‌که در صورت خروج از آمریکا احتمالا امکان دریافت ویزا و ورود مجدد و پایان دوره‌ی پژوهشی پیدا نمی‌کردم، با هماهنگی با استاد راهنما قرار شد بعد از پایان دوره پژوهشی هاروارد و در مسیر بازگشتم به ایران به انگلستان بروم و دفاع کنم. اما به خاطر احضار به دادگاه در ایران ناچار شدم اخیرا زودتر به ایران برگردم و در جلسه‌ی دادگاه حاضر شوم. اکنون هم بعد از رای دادگاه برای دفاع دکتری به آکسفورد خواهم رفت. بورسیه‌‌ام در آکسفورد از خود دانشگاه بوده است و بورسیه‌ی دوره‌ی پژوهشی‌ام در هاروارد هم از خود مرکز مطالعات خاورمیانه نبوده است. این توضیح را هم در اجابت درخواست دوستان برای تکذیب می‌نویسم، واگرنه دیگر جزییات دروغ گزارش ساختگی او چنان رسوا است که ارزش تکذیب هم ندارد. درباره‌ی همایش‌های علمی‌ای که در آن شرکت داشته‌ام و مقالات و کتاب علمی در دست انتشارم هم نیازی به گزارش‌دهی به او نمی‌بینم. امیدوارم گزارش‌های سیاسی شاهد علوی به اندازه‌ی این گزارشش پرکذب، غیرحرفه‌ای و غیراخلاقی نباشد.







۱۳۹۶ بهمن ۱۴, شنبه

محمدرضا جلایی‌پور؛ کُردانیسم اصلاح‌طلبانه؟

کُردانیسم در ایران اصطلاحی است برای اشاره به ارائه مدرک تحصیلی قلابی و برگرفته از نام علی کردان یکی سیاستمداران جمهوری اسلامی است که جعلی بودن مدرک دکترایش بسیار جنجالی شد و موجب استیضاح و برکناری او از پست وزارت کشور در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد شد. محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی‌نژاد هم یکی دیگر از سیاستمداران جمهوری اسلامی بود که به گفته احمد توکلی رئیس وقت مرکز پژوهش‌های مجلس مدرک دکترایش قطعا جعلی و قل دیگر مدرک کردان بود. 

در جناح مقابل این‌ها هم، حسن روحانی، رئیس‌جمهور فعلی ایران که دکترای خود در رشتهٔ حقوق اساسی را از دانشگاه کلدونین گلاسگو سال ۱۳۷۸دریافت کرده است در گفتگو با روزنامه جمهوری اسلامی در صفحه ۱۱ شماره پانزدهم مرداد ۱۳۵۹ دکترای جامعه‌شناسی حقوقی دانشگاه لندن معرفی می‌شود.  به‌علاوه در وبسایت مجلس شورای اسلامی در لیست نماینده‌گان ادوار برای دوره‌های اول سال 1358، دوم سال 1363، چهارم سال 1371 و پنجم سال 1375 حسن روحانی "دکتر" معرفی شده است و با همین عنوان کار کرده و مسئولیت گرفته است هرچند به شکلی عجیب در دوره سوم مجلس سال 1367 دکترایش برداشته شده و آخرین مدرک تحصیلیش فوق‌لیسانس عنوان شده است! به این ترتیب، حسن روحانی که سال 1378 دکترایش را گرفته است از 20 سال پیش از آن خود را دکتر معرفی کرده و از مزایای این درجه تحصیلی استفاده کرده است اما چون از علی کردان خوش ‍شانس‌تر بوده است ما به جای "روحانیسم"، ما از اصطلاح "کردانیسم" برای تقیبح دارنده‌گان مدارک قلابی استفاده می‌کنیم.

اما به نظر می‌رسد خطر کردانیسم در ایران هنوز جدی است و علاقه به کردانیسم دامن سیاستمدارن جمهوری اسلامی را هنوز ول نکرده است و گویی خطر رو شدن دست و از دست دادن آبرو هم چندان برای آن‌ها مهم نیست. من برای نمونه من در این بررسی کوتاه، به نشانه‌های ابتلای احتمالی محمدرضا جلایی‌پور به بیماری کردانیسم می‌پردازم.


محمدرضا جلائی‌پور، فعال سیاسی جوان نسل انقلاب متولد سال 1362 است و در حال حاضر به عنوان پژوهشگر در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری ایران و زیر نظر حسام الدین آشنا کار می‌کند. جلایی‌پور بیشتر به خاطر مدیریت و بنیانگذاری پویش موج سوم، کمپین حمایت از خاتمی و موسوی در انتخابات ۱۳۸۸ و بنیانگذاری و اداره کمپین انتخاباتی خارج از کشور حسن روحانی در سال 1392 و 1396 با هشتگ‌های "دستاوردهای ملموس"، "به عقب برنمیگردیم" و "تا 1400 با روحانی" شناخته می‌شود. محمدرضا جلایی‌پور پس از انتخابات سال 1388 چند بار بازداشت شد و چند ماهی را در زندان گذارند.

جلایی‌پور رتبه یک کنکور علوم انسانی سال ۱۳۸۰ است. او در سال 1384 از دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران، جایی که پدرش حمیدرضا جلایی‌پور دانشیار جامعه‌شناسی آن‌جاست لیسانس خود را دریافت کرد و پس از آن برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد جامعه شناسی به دانشگاه ال.اس.ای لندن رفت. جلایی‌پور پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد، در سال ۱۳۸۶ در
رشته دکترای شرق شناسی (جامعه‌شناسی دین) در کالج سن آنتونی دانشگاه آکسفورد ثبت نام کرد. محمدرضا جلایی‌پور علاوه بر این‌ها از آبان ۱۳۹۴ تا مهر ۱۳۹۶ هم پژوهشگر میهمان برنامه پژوهشی هاروارد برای پژوهشگران میهمان در مرکز مطالعات خاورمیانه این دانشگاه بوده است.

خوب این اطلاعات چه ربطی به احتمال ابتلای محمدرضا جلایی‌پور به بیماری حاد کُردانیسم رایج در میان سیاستمداران ایران دارد؟ پیش از آنکه به دو نشانه حاد این بیماری در رفتار ایشان بپردازم لازم است به کارنامه علمی و آکادمیک او نگاهی بیندازیم.

گفته می‌شود محمدرضا جلایی‌پور فردی بسیار تیزهوش و مستعد است. اما این اشاره به هوش و استعداد ویژه ایشان ناظر به حافظه فوق‌العاده و قدرت به یاد سپاری بالای اوست یا نشانه‌ای است از قدرت یادگیری، خلاقیت، تحلیل و استنباط بالای ایشان؟ بررسی کارنامه علمی محمدرضا جلایی‌پور می تواند ما را به یافتن پاسخ رهنمون شود.

بررسی کیفی کارنامه آکادمیک جلایی‌پور پسر نشان می‌دهد که هوش و استعداد محمدرضا جلایی‌پور ناظر به حافظه‌ی فوق‌العاده اوست، حافظه‌ای که رمز موفقیت در کنکورهای سراسری و المپیادهای ادبی ایران است و برای پذیرش (و نه لزوما گرفتن بورس تحصیلی) در دانشگاه‌های دنیا هم فاکتوری تعیین کننده است. در حالی که قدرت یادگیری، خلاقیت و توان تحلیل و استنباط ویژه آدمی در حوزه علم و مطالعات آکادمیک را نه بر حسب پذیرش در فلان دانشگاه و یا نمره و رتبه فرد در آزمون‌ها که بر اساس تولیدات علمی و آکادمیک شخص ارزیابی می‌کنند.

محمدرضا جلایی‌پور از مهرماه سال 1383 دوره‌های تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه‌های خارج از ایران شروع کرده است. جلایی‌پور به عنوان دانشجویی "با استعداد بالا و استثنایی" که دوره‌های تحصیلی کارشناسی ارشد و چناچه خودش مدعی است دوره‌های "دکترا" و "پست‌داک" را در دانشگاه‌های درجه یک دنیا گذرانده است قاعدتا باید صاحب چند مقاله علمی منتشر شده در نشریات علمی مرتبط با رشته خودش باشد، در کنفرانس‌های علمی/آکادمیک شرکت کرده و مقاله ارائه داده باشد و یا به مطالعات و مقالات و یا دست‌کم تزها و پروژه‌های دانشگاهی پایان مقاطع مختلف تحصیلاتش در مقالات عملی و پژوهش‌های دیگران ارجاع داده شده باشد.

به این ترتیب باید پرسید محمدرضا جلایی‌پور چند مقاله علمی به یکی از سه زبان انگلیسی، فارسی، عربی (سه زبانی که در رزومه لینکدینش نوشته بلد است) در نشریات تخصصی منتشر کرده است؟ متاسفانه هیچ. در چند کنفرانس علمی/آکادمیک مرتبط با رشته تحصیلیش شرکت کرده و مقاله ارائه داده است؟ متاسفانه هیچ. در چند مقاله و پژوهش علمی از سوی دیگران به کارها، نظرات و یا مطالعات و مقالات او ارجاع داده شده است؟ متاسفانه هیچ.

آیا منطقا ممکن وباورپذیر است که یک دانشجوی تیزهوش و با استعداد و استثنایی ال.ای.ای لندن، آکسفورد و هاروارد پس از 13 سال تحصیل مداوم و بدون وقفه در مقاطع تحصیلات تکمیلی حتی یک مقاله علمی نداشته باشد، در هیچ کنفرانس علمی مطلبی ارائه نداده باشد و در هیچ مقاله عملی هم به کارهایش ارجاع نشده باشد؟ محمدرضا جلایی‌پور نشان می‌دهد که چنین چیزی ممکن است.

 محمدرضا جلایی‌پور البته کتاب و مقاله دارد. از مجموع 12 مطلب (زبان فارسی) که با عنوان آثار علمی محمدرضا جلایی‌پور در وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی فهرست شده است: دو مورد گزارش خبری از دو سمیناری است که ایشان حضور داشته است. یک مورد ترجمه مقاله‌ای از یک استاد دانشگاه است و 9 مورد دیگر گفتگوهایی است که ایشان با چهره‌های دانشگاهی انجام داده و ترجمه کرده است.
در
صفحه جلایی‌پور در وب‌سایت آکسفورد هم 14 مورد (زبان فارسی) به عنوان مقالات او منتشر شده است که 4 مورد آن گفتگو با رسانه‌ها و 10 مورد هم یادداشت‌های ژورنالیستی در مورد موضوعات روز است.

جلایی‌پور دو کتاب هم به فارسی منتشر کرده است که یکی
ترجمه یکی از کتاب‌های آنتونی گیدنز است و دیگری ترجمه مجموعه‌ای از گفتگوهایی است که خودش با چند چهره دانشگاهی انجام داده است.
محمدرضا جلایی‌پور اما در حد همین مقالات و یادداشت‌های ژورنالیستی هم، هیچ یادداشت یا مقاله‌ای به زبان انگلیسی یا عربی در نشریات، وبسایت‌ها و یا روزنامه‌های غیرفارسی زبان ندارد.


علائم حاد کردانیسم در محمدرضا جلایی‌پور

در لینکدین محمدرضا جلایی‌پور، که معرف حرفه و تخصص آدم‌هاست، محمدرضا جلایی‌پور خودش را دارای مدرک دکترای جامعه‌شناسی دانشگاه آکسفورد معرفی کرده است. سال اخذ آن را هم ۲۰۱۵ ذکر کرده است. این دروغ است، دروغی که یکی از نشانه‌های ابتلای ایشان به سندروم کردانیسم است.
سندرومی که موجب شده است جلایی‌پور خود را به مسئولان مرکز فرهنگ اسلامی شمال کالیفرنیا هم به عنوان دکتر محمد‌رضا جلایی‌پور معرفی کند و با همین عنوان آنجا معرفی شود. این در حالی است که محمدرضا جلایی‌پور پس از گذشت ۱۲ سال هنوز موفق به دریافت مدرک دکترای خود از دانشگاه آکسفورد نشده است و برابر با مقررات دانشگاه آکسفورد به دلیل طولانی شدن غیرمعمول زمان تحصیلش، چنان‌چه دکتر همایون کاتوزیان، استاد راهنمای ایشان در گفتگویی به من گفت به عنوان دانشجوی تعلیقی دوره دکترا شناخته می‌شود و در صورت بازگشت به آکسفورد برای ادامه تحصیل، ارائه تز و اخذ مدرک، باید مجددا مراحل ثبت‌نام در این دانشگاه را طی کند.

محمدرضا جلایی‌پور در مورد فرصت پژوهشی دانشگاه هاروارد هم دست‌کم دوجا دروغ بسیار غیرمعمولی گفته است. جلایی‌پور، در دو مصاحبه به روزنامه‌نگارانی که با او مصاحبه کرده‌اند خود را با عنوان پژوهشگر دوره پست‌دکترا در دانشگاه هاروارد معرفی کرده است، ایشان با این ادعا علاوه بر این‌که درباره موقعیت پژوهشی خود در هاروارد دروغ گفته است با توجه به این‌که این دوره‌، خاص پژوهشگرانی داری مدرک دکترا است به مخاطبانش هم القا کرده است که دارای مدرک دکترا است.

جلایی پور در
گفتگویی با خبرگزاری رویترز خود را به عنوان پژوهشگر پست‌داک به روزنامه‌نگار معرفی کرده است و در بخشی از صحبت‌هایش هم می‌گوید باید برای فرصت مطالعاتی به آکسفورد برود که به فلان دلیل برایش ممکن نشده است. اینجا ایشان جدای از دروغش درباره پست‌داک بودنش، دروغ دیگری هم می‌گوید. رفتن به دانشگاهی محل تحصیل قبلی هم برای فرصت مطالعاتی، خاص کسانی است که تحصیلات خود را در آن دانشگاه تمام کرده باشند نه برای یک دانشجوی تعلیقی!
محمدرضا جلایی‌پور همچنین، در گفتگو با وب‌سایت معتبر هاروارد کریمسن هم خود را به روزنامه‌نگار این وبسایت خبری که خود دانشجوی هاروارد است، با عنوان پژوهشگر دوره پست‌داک هاروارد معرفی کرده و
با این عنوان با او گفتگو می‌کند.


در گفتگویی که من با دکتر روی متحده، استاد تاریخ دانشگاه هاروارد داشتم ایشان، که برای پذیرش جلایی‌پور در دوره تقریبا دوساله «پژوهشگر میهمان در برنامه پژوهشی مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد برای پژوهشگران میهمان» توصیه نامه نوشته است، ایشان به من گفتند که علی‌رغم این‌که طبق روال معمول، پژوهشگران میهمان به خاطر پژوهشی که در این دوره به نام دانشگاه انجام می‌دهند سکولارشیپ (حقوق/کمک هزینه) دریافت می‌کنند، پذیرش محمدرضا جلایی‌پور به دلیل نداشتن دکترا و نداشتن سابقه پژوهشی معتبر، بدون تبادل مالی انجام شده است.
این یعنی این‌که محمدرضا جلایی‌پور، هیچ کمک هزینه و حقوقی برای این دو سال پژوهش در هاروارد دریافت نکرده است و به اصلاح بورس نگرفته است و پژوهش ایشان هم قرار بوده مرتبط با تز دکترایش باشد که البته تاکنون به اتمام نرسیده است.

در پاسخی هم که دانشگاه هاروارد به ایمیل من درباه شرایط پذیرش و عنوان محمدرضا جلایی‌پور داد آمده است که هاروارد چیزی درباره مدرک دکترای ایشان نمی‌داند و ایشان به عنوان پژوهشگر میهمان ۲۳ ماه در این دانشگاه حضور داشته است. از دکتر متحده می‌پرسم که بر چه مبنایی جلایی‌پور بدون داشتن مدرک دکترا و نداشتن سابقه پژوهشی در هاروارد فرصت مطالعاتی گرفته است. ایشان پاسخ این پرسش را به هاروارد ارجاع دادند و دلیل توصیه‌نامه نوشتن خودش را به خاطر سابقه تحصیل جلایی‌پور در آکسفورد و فعال بودن او عنوان کردند.

و اما سوال و نگرانی آخر: چرا کسانی که در ایران دستی در سیاست دارند اصرار دارند عنوان دکتر و پسادکتر را به هر قیمتی یدک بکشند؟ این سندرم کردانیسم را که ظاهرا فقط به یک گروه سیاسی خاص هم تعلق ندارد چطور می شود درمان کرد. 

امیدوارم محمدرضا جلایی‌پور با این تذکر متوجه خطر جدی ابتلایشان به سندروم کردانیسم شوند و یا بروند درس‌شان را تمام کنند و یا از وسوسه دکتر خطاب شدن رهایی بایند.