۱۳۹۲ دی ۴, چهارشنبه

روحانیون در مدارس؛ تحمیل دینی از دوران کودکی


تفاهم نامه آموزش و پرورش و حوزه نقض صریح قانون است

شاهد علوی، عضو پیشین شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران، طرح واگذاری مدارس دولتی به حوزه علمیه را طرح جدیدی ندانسته و به جرس می‌گوید: «سال ۸۵ در زمان وزارت فرشیدی در آموزش و پرورش، ستادی با عنوان ستاد همکاری حوزه و دانشگاه تشکیل شد. از‌‌ همان زمان تلاش‌هایی برای افزایش نفوذ و حضور حوزه‎های علمیه در ساختار آموزش و پرورش رسمی آغاز شد.»
وی نقطه اوج فعالیت‌های ستاد یادشده را اعلام واگذاری مدیریت ۴۲۰۰ مدرسه در مقاطع مختلف تحصیلی به ۲۵۰ حوزه علمیه سراسر کشور در سال ۸۸ می‌داند و می‌افزاید: «هرچند وبسایت رسمی وزارت آموزش و پرورش، بدون اعلام دقیق تعداد مدارس و یا پراکندگی جغرافیایی آن‌ها در‌‌ همان سال، این واگذاری و صدور مجوز برای مدیریت حوزه بر آن‌ها را تایید کرد اما متاسفانه موضوع از نظر خانواده‌ها و جامعه فرهنگیان چندان جدی گرفته نشد.»

۱۳۹۲ آذر ۱۴, پنجشنبه

اختصاص نامتوازن بودجه منجر به تشدید محرومیت در مناطق محروم می‌شود


کُردپا: همچنان که مطلعید با بازگشایی مدارس، موضوع اخذ وجه نقد از دانش‌آموزان در رسانه‌ها انتشار می‌یابد. درباره‌ی مطالبه‌ی هزینه‌ها از اولیا و دانش‌آموزان در مدارس دولتی، آیا این یک امرقانونی و مجاز است یا نشانه‌ی ورود سیستم آموزشی ایران به دوران جدید خصوصی‌سازی می‌باشد؟

شاهد علوی: برابر با نص قانون اساسی دوره‌ی آموزش عمومی برای کودکان واجب التعلیم در ایران رایگان است و وزارت آموزش و پرورش و به تبع آن مدارس اجازه و حق این را ندارند که بابت ارائه‌ی خدمات آموزشی به دانش‌آموز وجهی را از اولیا طلب کنند. این صراحت قانونی دارد و علاوه بر قانون اساسی، در مجموعه قوانین عادی مربوط به آموزش و پرورش هم به آن تصریح شده است. اما در عمل، مدارس دولتی در ایران در قالب طرح‌هایی متنوع و با عنوان مشارکت اولیا در امر آموزش و عموما در چارچوب آنچه مصوبات انجمن اولیا و مربیان می‌نامند به بهانه‌های مختلف از جمله دایر کردن کلاس‌های فوق برنامه، در این معنا که این کلاس‌ها جزو فرایندهای رسمی آموزش نیستند، از اولیا پول طلب می‌کنند.

یکی از علل تشدید فشار بر خانواده‌ها برای مشارکت بیشتر در تامین هزینه‌های مدارس را می‌توان به غلبه تفکر خصوصی‌سازی در کلیت اقتصاد ایران دید.

خصوصی‌سازی در آموزش و پرورش را نیز باید در چارچوب واگذاری بخش سخت افزاری وظیفه حاکمیتی "تامین مقدمات آموزش عمومی برای همگان"به بخش خصوصی تحلیل کرد. در این معنا حاکمیت می‌کوشد بار هزینه‌های فرایند آموزش و پرورش را به دوش مردم تحمیل کند اما نظارت و عاملیت مستقیم و انحصاری خود را در بخش تدوین محتوای درسی، سیاست‌گذاری آموزشی و مدیریت اداری سیستم به طور مطلق حفظ کند. البته جدای از روند کلی خصوصی‌سازی در ایران باید توجه داشت آموزش و پرورش در ایران هیچگاه جایگاه واقعی خود را نیافته و به اولویت کلان و اصلی نظام سیاسی و حاکمیت بدل نشده است لذا در مواقعی که اقتصاد ایران دچار بحران می‌شود بیشترین فشار به آموزش و پرورش وارد می‌شود که این فشار هم به نوبه خود مستقیما به خانواده‌ها منتقل می‌شود.

کُردپا: طی چند سال اخیر مطالبه‌ی پول در مدارس مناطق کُردنشین ایران روند صعودی به خود گرفته و رسانه‌ها توجه‌ی ویژه‌ی به آن دارند. آیا در دیگر مناطق چنین روند وجود دارد یا اینکه شرایط اقتصادی و معیشتی اولیا بحران را بغرنج‌تر کرده است؟
شاهد علوی: قطعاً در مناطق برخوردار کشور به‌دلیل اینکه اولیا در کل و به طور میانگین شرایط مالی مطلوب‌تری دارند، درصد بیشتری از بچه‌ها در مدارس غیرانتفاعی تحصیل می‌کنند لذا قاعدتاً مدارس دولتی از تراکم جمعیت پایین‌تری برخوردار بوده در نتیجه هزینه‌های مدرسه در کل کمتر خواهد بود و به تبع آن فشار روی اولیا هم کم‌تر است. البته این نکته را هم باید در نظر داشت که در این مناطق کمک‌های داوطلبانه برخی از اولیا و نهادهای دولتی و غیردولتی محلی به مدارس هم به نوبه خود موجب می‌شود فشار برای دریافت پول از خانواده‌ها تا حدی کمتر شود.

 فراموش نکنیم که در مناطق برخوردار کشور نیز بخش‌ها، حواشی و محلاتی هستند که وضعیت اقتصادی مشابه و یا حتی به مراتب اسفبارتری از مناطق محروم کشور دارند. اما اگر به پرسش شما برگردم باید اشاره کرد که در مناطق محروم ایران همچون کُردستان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، آذربایجان، ایلام و کرمانشاه و بطور کلی در مناطق حاشیه‌ای، به دلیل اینکه توان و استطاعت مالی مردم نسبت به مناطق برخوردار بسیار کمتر است نسبت دانش آموز در مدارس غیرانتفاعی هم در قیاس با مناطق برخوردار کمتر خواهد بود و لذا تراکم جمعیت دانش آموزی در مدارس دولتی بیشتر و به تبع آن هزینه مدارس نیز بیشتر است. علاوه بر این، اختصاص نامتوازن بودجه به مناطق مختلف کشور که منجر به تشدید محرومیت در مناطق محروم می‌شود در بودجه آموزش و پرورش نیز بازتاب می‌یابد و قاعدتا مشکلات مدارس در این مناطق را تشدید کرده و در نتیجه فشار بیشتری نیز بر خانواده‌هاوارد می‌شود و اولیا به انحای گوناگون مجبور می‌شوند که بخشی از هزینه‌های آموزش فرزندانشان را تقبل بکنند.

کُردپا: تعریف شما از کمک داوطلبانه و مشارکت اولیا چیست؟
شاهد علوی: کمک داوطلبانه به مدرسه در معنایی که اکنون در ایران به کار می‌رود کلاه شرعی برای مشروع جلوه دادن دریافت وجه اجباری از خانواده‌ها است. کمک داوطلبانه به مدارس بطور منطقی معنایش این است که اولیایی که امکان کمک کردن و البته فرهنگ کمک کردن به مدرسه را دارند به طور اختیاری به مدرسه برای بهبود کیفیت ارائه خدمات آن یاری برسانند. این کمک می‌تواند کمک‌های مالی یا پشتیبانی را شامل شود. مثلاً پدر یا مادر دانش‌آموز تخصص، هنر یا قابلیت خاصی دارند که می‌توانند آن را متناسب با نیاز مدرسه در اختیار آنجا قرار دهند و یا به صورت داوطلبانه به مدرسه برای مراسم خاصی کمک بکنند یا کمکهای مالی در اختیار مدرسه قرار می‌دهند تا مدرسه بتواند هم فرایند آموزش رسمی و هم تسهیلات فوق برنامه‌اش را بهتر اجرا بکند.با این تعریف کمک داوطلبانه هم به استطاعت مالی و یا قابلیت مرتبط با نیازهای مدرسه منوط است و هم به وجود فرهنگ این نوع کمک کردن در مردم. آنچه الان در آموزش و پرورش کشور اتفاق می‌افتد، هرچند اسمش را کمک داوطلبانه یا مشارکت مردمی می‌نامند،در واقع نه داوطلبانه است و نه مشارکت! اولیابه شیوه‌های گوناگونو در چارچوب‌های پیچیده‌ای، که مدیران مدارس و آموزش و پرورش از سر ناچاری خلق کرده‌اند، مجبور می‌شوند هر از چند گاهی مبالغی را به مدرسه فرزندانشان پرداخت کنند.

کُردپا: نقش معلمان در بحث دریافت پول‌های غیر قانونی از دانش‌آموزان چه می‌تواند باشد؟
شاهد علوی: مدیران مدارس به نیابت از اداره‌ی آموزش و پرورش و کلیت سیستم آموزشی و البته در مواردی با همکاری انجمن اولیا و مربیان مسئول مستقیم دریافت کمک‌های اجباری مالی از اولیا هستند. معلم‌ها و همکارانی که در مدرسه وظیفه‌شان تدریس است در بحث کمک داوطلبانه مسئولیت یا آمریتی ندارند و در نهایت تنها کاری که می‌توانند معلمان در این فرایند انجام دهند تشویق دانش‌آموزان در کلاس برای ترغیب خانواده‌هایشان به کمک کردن یا نکردن است. اما در عمل معلم‌ها در این بخش درگیر نیستند. مسئولیت جلب کمک‌های مالی با مدیریت مدرسه، بخش مشارکت‌های مردمی اداره آموزش و پرورش و انجمن اولیا و مربیان است. منتها فراموش نکنیم مدیریت مدرسه برای تأمین هزینه‌های جاری مدرسه، وقتی از آموزش و پرورش بودجه کافی دریافت نمی‌کند، عموماً ناچار است با همکاری رئیس انجمن و اولیا مربیان، والدین رابه شیوه‌های گوناگون ترغیب و در موارد زیادی هم وادار به کمک به مدرسه بکند.

من مسئولیت اخلاقی دریافت کمک‌های اجباری از اولیا را از دوش مدیران مدرسه سلب می‌کنم و هر چند معتقدم بعضی از مدیران خلاق هستند که با یافتن راه‌های مناسبی برای تولید درآمد، فشار را از روی دوش خانواده‌های کم‌درآمد برمی‌دارند اما بطور کلی این مسئولیت برمی‌گردانم به نظام آموزشی در حد کلانش و البته نظام سیاسی که آموزش و پرورش جز اولویت‌هایش نیست و در نتیجه بودجه مناسب و کافی برای این بخش اختصاص نمی‌دهد.

گفتگو با کردپا

۱۳۹۲ شهریور ۱۴, پنجشنبه

هویت طلبی؛ مطالبات هویتی، فدرالیسم سیاسی یا جدایی طلبی؟

برداشت نادرست از کنش هویت طلبی و غلبه توهم توطئه موجب شده هم نظام سیاسی حاکم و هم بخش موثری از اپوزیسیون این نظام و حتی طیف وسیعی از روشنفکران مستقل ایرانی قادر به درک گوناگونی‌ها، تمایزات در اهداف، راهبردها و روشهای عمل سیاسی جریانهای هویت طلب نباشند. چنین برداشتهایی موجب می‌شود روشنفکر حوزه عمومی آنچه را "هویت طلبی قوی"(؟) می‌نامد عاملی بداند که می‌تواند روشنفکران را به جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی بکشاند! یا فلان زندانی خوشنام را به جایی برساند که دفاع از حقوق فعال هویت طلب زندانی را تقبیح کند.

در این مقاله می‌کوشم ضمن ارائه تعریفی از هویت طلبی به تمایزات جریانهای هویت طلبی در ایران و گونه شناسی آنان بپردازم و به این پرسش پاسخ دهم که هویت طلبان در ایران چه کسانی هستند و چه اهدافی را دنبال می‌کنند و نتایج عمل سیاسی آنها چیست. ادامه مطلب

۱۳۹۲ مرداد ۳۱, پنجشنبه

حق تعیین سرنوشت، جدایی طلبی و تمامیت ارضی

این مطلب رونوشت اصلاح شده یک پست کوتاه فیس‌بوک و بحثهای مفصلی است که در ذیل پست و در نقد آن درگرفت.

هيچ چيز به جز حق حيات انسان، حق انتخاب و كرامت انساني او مقدس نيست و هر مقدس سازى ديگرى مقدمه ناگزير حذف خونين و بدون گذشت ديگري است كه مرزهاي مقدس ما را باور نكرده و در صدد گذشتن از آن است.

بنا بر كدام معيار اخلاقى و بر اساس چه اصل منطقى، مقدس دانستن «نظام و حفظ آن» در جمهوری اسلامی كه نتيجه ناگزير آن سركوب و كشتار مخالفان و براندازان بالقوه نظام سياسي است، از نظر مخالفان این نظام، تقديسي نكوهيده، نامقبول و واپسگرايانه است اما از نظر بخش بسیار وسیعی از همین مخالفان، «مقدس سازي تماميت ارضي ایران» كه نتيجه ناگزير آن هم سركوب، كشتار و حذف جدایی طلبان است امری اخلاقى، پيشرو، شجاعانه و شرافتمندانه است؟
به بيان ديگر چرا پايبندى به ملزومات يك خط قرمز (حفظ نظام) مردود و پايبندى به ملزومات خط قرمز ديگري (تماميت ارضي) ممدوح است؟ در هر دو حالت انسان‌هايي هستند كه خط قرمزها را به اتكاي اصل حق انتخاب به هيچ مي انگارند و در صدد درانداختن بازي ديگري هستند.(تغيير نظام سياسي يا تغيير مرزهاي سياسي) مقدس سازيها در واقع امكان توسل به گفتگو براي حصول توافق را ناممكن ساخته و در بلند مدت خود به مشكل بدل مي شوند. ادامه مطلب

۱۳۹۲ مرداد ۲۶, شنبه

ایران کثیرالمله، هویت طلبی و توهم نقد!


اقای محمد جلالی چیمه مقاله ای تحت عنوان "هویت خواهی یا هویت زدایی؟ پاسخی دیگر به تفرقه افکنان" نوشته اند و تعریضی هم به مقاله من درباره سیاستهای چند زبانی در ایران داشته اند. مقاله جناب جلالی که به نوشته خودشان گلچینی از یادداشتهای پراکنده انتشار نیافته ایشان است مقاله‌‌‌ای آشفته و فاقد انسجام درونی است و بیش از انکه به یک مقاله تحلیلی بلند شباهت داشته باشد به کشکولی از ایده های پراکنده و استدلالهای نادرست شبیه است. این مقاله همچنین حاوی توهینها و تهمتهای سخیفی به هویت طلبان و فعالان اقلیتهای ملی در ایران است که وهن قلم نویسنده است. قصد نقد تک تک مدعاهای نادرست ان مقاله را ندارم چرا که پرداختن به هر کدام از انها مجالی فراخ و بحثی گسترده می‌طلبد. من در اینجا تنها به چند نکته مشخص در نوشته اقای جلالی خواهم پرداخت که به مقاله پیشین من ارتباط دارد. ادامه مطلب

۱۳۹۲ مرداد ۲۱, دوشنبه

سیاست چند زیانی در ایران؛ ضرورت اخلاقی یا انتخاب سیاسی؟

هفده سال پیش سازمان جهانی یونسکو کتاب اطلس زبانهای در معرض خطر را منتشر نمود تا توجه عمومی را به خطر نابودی بخش مهمی از میراث فرهنگی بشر جلب کند. هشدار یونسکو در رابطه با خطر خاموشی بسیاری از زبانهای زنده دنیا اگر چه توجه طیف وسیعی از سیاستگذاران موثر و متخصصان مرتبط را در کشورهایی برخوردار دنیا جلب کرد اما ملاحضات سیاسی در کشورهایی که اتفاقا بخش بزرگ زبانهای در خطر در ان وجود دارد موجب شد این هشدار چندان جدی گرفته نشود. یونسکودر سال 1999 در ادامه تلاش برای حفظ مهمترین و بزرگترین میراث فرهنگی بشر، روز بیست و یکم فوریه را روز جهانی زبان مادری نامید و هر سال با انتخاب شعاری معطوف به ضرورت حفظ زبانهای زنده دنیا به استقبال این روز می رود و از همه دولتهای عضو می‌خواهد تا در سیاست گذاریها و برنامه ریزیهای کلان خود حفظ تنوع زبانی شهروندان خود را در اولویت قرار دهند. ادمه مطلب

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۷, سه‌شنبه

ادامه خاطرات

دوباره می‌خواهم به خاطراتم بپردازم. زندگی که اگر چه هیچ وقت امروزش مثل دیروز نیست اما اکنون و بیش از دو سال و نیم پس از نوشتن اخرین پست خاطرات، دنیای من ...
و اما بعد؛
در آخرین پست از آن سه گانه دو سال پیش خانه پدریم را توصیف کردم و الان می خواهم به تصویرهایی پراکنده از سالهای اول زندگیم بپردازم. تصاویری پراکنده که مجموع خاطرات مرا از سالهای کودکیم تا پیش از فوت پدرم شکل می دهد.
اسباب بازی زیادی نداشتم و بیشتر بازیهای دروان کودکیم در ارتباط با حیاط و باغ بزرگ خانه و امکانات بالقوه زیادی که برای بازی و تفریح در خود داشتند شکل می گرفتند. من و مهتدی تنها یکسال اختلاف سن داریم و قاعدتا همبازی بودیم. ماشین باری اسباب بازی کوچکی داشتم احتمالا قرمز رنگ که دوتا از چرخهایش از دست رفته و تنها با دو چرخ امورات خاک بازی مرا می گذراند و یک توپ لاستیکی فشرده کوچک (شیطونک) که به در و دیوار می کوبیدم و لذتش را می بردم!

دارم سعی می کنم چیز بیشتری به یاد بیاورم اما فایده ندارد. تمام چیزی که من از چهار سال نخست زندگیم به یاد می اورم همین بود!

۱۳۹۲ فروردین ۲۸, چهارشنبه

دشواری بهایی بودن

موقعیت کنونی بهایی ها در ایران، تجربه بهایی بودن و همچون یک بهایی زیستن در ایران کنونی تجربه دشوار و منحصر به فردی است که اگر چه نمونه های مشابه تاریخی دارد اما درک ان برای شهروندان غیر بهایی ایرانی چندان اسان نیست. 
وضعیت کنونی بهایی ها در ایران از لحاظی یاداور وضعیت یهودیهای المان در دوره حاکمیت نازیسم و وضعیت سیاهان ساکن در ایالتهای جنوبی امریکا در نیمه نخست قرن بیستم است.

بهایی ها در ایران از فعالیت سیاسی پرهیز می کنند اما سیاست در ایران با ناپرهیزی تمام با زندگی و وجود انها پیوند خورده است. آنها از سیاست می گریزند اما سیاست انها را رها نمی کند. در واقع فعالیت سیاسی، انتخاباتی و حزبی در سی پنج سال اخیر با سکوت درباره بهایی ها به اشکارترین وجه ممکن جنبه سیاسی وضعیت بهایی ها را برجسته کرده است.

اینک اگر چه بسیار دیر، اما ضروری است به یاد بیاوریم سیاست ورزی اصلاح طلبانه یا هر گونه کنش سیاسی معطوف به تغییرات دمکراتیک در ایران بدون اشاره صریح، روشن و اشکار به دگرگونی بنیادین وضعیت حقوقی و حقیقی بهاییان در ایران از ابتدا محکوم به شکست است چون با نادیده گرفتن بهاییان پیشاپیش عقیم بودن و نارس بودن خویش را ندا داده است.

مونا محمود نژاد نامی است که یاداوریش به ما می گوید چرا با سکوتی که نمی شکنیم دستهایمان خون الود شده است.

۱۳۹۲ فروردین ۱۹, دوشنبه

اقلیتهای ملی و بحران همبستگی در ایران

از دوران اصلاحات که اقلیت‌های ملی و قومی در ایران با اتکا به قانون اساسی و اصول معلق مانده مربوط به حقوق اقوام، توانستند بخشی از گفتمان و مطالبات خود را به داخل مجلس و به درون رسانه‌ها ببرند، تاکنون تغییرات چشمگیری در طرح مطالبات و نحوه مواجهه آن‌ها با حکومت مرکزی و جریان‌های سیاسی اجتماعی سراسری صورت نگرفته است.
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و روزها و ماه‌های پس از آن، در کنار سایر موارد،  بار دیگر مسئله اقلیت‌ها را به کانون توجه ناظران سیاسی در ایران تبدیل کرد. بعد از افول اعتراض‌‌های مردمی پس از انتخابات و محوشدن نمود خیابانی آن، در سایه تحولات به وجود آمده، بار دیگر موضوع اقلیت‌ها در ایران و حقوق و مطالباتی که دارند، به گونه‌ای متفاوت از گذشته مطرح شده است.
طی این مدت به ویژه از زمان آغاز اعتراض‌ها به روند خشک شدن دریاچه ارومیه، انتشار توافقنامه دو حزب کرد، اعتراض‌ در شهرهای عرب‌نشین و نشست‌های اپوزیسیون در خارج از کشور، موضوع اقلیت‌ها در ایران وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر و مباحث پیرامونی آن موجب دامن زدن به حساسیت‌های فراوان شده است. ادامه مطلب

۱۳۹۲ فروردین ۵, دوشنبه

افراط گرایی و شوونیسم


خواندن و دیدن واکنشها به مقالات مرتبط با کردها، ترکها و عربها بسیاری اوقات نگران کننده و حتی ترسناک است. واکنش پان ایرانیستها و فعالان افراطی ناسیونالیست ترک و کرد و عرب به مطالبی که نمی پسندند و خشم انها را بر می انگیزد نشان از نفرتی ویرانگر دارد که باید نگران ان بود. 
نگرشهای افراطی در هر سویی و معطوف به هر هدفی که باشند در عمل می توانند منجر به حذف دیگری شوند. افراط گرایی اقلیتهای تحت ستم و پان ایرانیسم مسلط در مقام عمل سیاسی برای تثبیت یا توسعه قلمرو مفروض خود یا نیل به اهداف همیشه مقدس و تزلزل ناپذیرشان! می توانند مبادرت به حذف و پاکسازی خشن و خونین دیگری بکنند.
 
پان ایرانیستهایی که هر فعالیت هویت طلبانه را تجزیه طلبی معنا کرده و اماده اند برای حفظ سرزمین اریایی سر از تن همه تجزیه طلبهای وطن فروش ترک، کرد و عرب جدا کنند از درک این واقعیت عاجزند که اولا علایق هویت طلبانه اسم رمز جدایی طلبی نیست و هر فعال سیاسی هویت طلبی، تجزیه طلب و ضد ایرانی نیست و ثانیا علایق جدایی طلبانه هم بخشی جدایی ناپذیر از زندگی سیاسی در ساخت سیستمهای متمرکز در جوامع چند هویتی در جهان مدرن است و ربطی به دشمن خارجی، وطن فروشان و توهماتی این چنینی ندارد. ادامه مطلب

۱۳۹۱ اسفند ۱۹, شنبه

مادرم



مادرم زنگ می زند، صحبت می کنیم، روز زن را به من و فروزان تبریک می گوید، می مانم چه بگویم... ادامه می دهیم، توصیه می کند اگر وقت کردم حتما برنامه به عبارت دیگر؛گفتگو با طارق علی را ببینم.

برنامه را می بینم و به مادرم فکر می کنم.


وقتی سی ساله بود، سی و شش سال قبل، همسرش، پدرم، فوت می کند و او می ماند و پنج کودک که بزرگترینشان یازده ساله و کوچکترینشان یکساله است. ازدواج مجدد نمی کند و زندگی و جوانیش را فدای بچه هایش می کند.
مادرم تا سن سی و پنج سالگی بیسواد بود، هیچگاه به مدرسه نرفته بود (نفرستاده بودندش)، به کلاسهای نهضت سوادآموزی رفت و باسواد شد، مثل بسیاری از مادران دیگر قصه گو بود و سواد خواندن این امکان را برایش فراهم اورد که قصه دیگران را نیز بخواند. رمانها و داستانهای بسیاری را خواند و از جمله کلیدر را که بسیار دوستش می دارد.


نسبت به زنان هم نسل خودش در شهری که ما زندگی می کردیم بسیار پیشرو بود و دخترهای بسیاری که او را با مادران خود قیاس می کردند ارزو می کردند دختر او باشند. ادامه مطلب

۱۳۹۱ اسفند ۱۰, پنجشنبه

بهاره

بەهار گیان سڵام.

دوێشەو له خەوما بوی. پال کەوتبوم و به پێچەوانەی جاران که من هەمیشه ئەهاتمه ناو جێگەکەت و به ختلیک دان و ماچ کردن به زور له خەو هەڵتم دەستان، ئەمجار تو هاتیته سەر جێگەکەم.

 گۆنات چەسپان به گۆنامۆ، گۆنات گەرم بو و پێ ئەکەنیایت، ئەمزانی ڕویشتی بو سەفەری بێ گەرانەوه، بەڵام دیتنەکەت به لامەوه سەیر نەبو، وام ئەزانی خەونێکی ناخۆش بووەو کۆتایی هاتوە.

گۆنات گەرم بو و پێ ئەکەنیایت، نازانم چون بو کاکه هادی شم دی، هاتمۆ به خۆما، بیرم کەوتۆ که تۆ زۆر وەخته به یهەکجاری رۆشتویت ... گریام، بە خەوەر هاتم، نەبویت ... گۆنام ئیشتا گەرم بوو، گۆنای راستم ئێستەش گەرمه ... زۆر گەرمه.

 گۆنات چەسپاندبۆ به گۆنامەوه و پێ ئەکنیایت. ئێستەش پێ ئەکەنیت. 

۱۳۹۱ اسفند ۳, پنجشنبه

آموزش به زبان مادری؛ فرصت یا تهدید؟


حفظ و ترویج تنوع فرهنگی و زبانی از طریق آموزش دو زبانه و یا چند زبانه، شعار بنیادی روز جهانی پاسداشت زبان مادری است؛ روزی برای یادآوری حق همگان برای برخورداری از آموزش به زبان مادری و کاربرد آزادانه زبان مادری در تمام عرصه‌های زندگی. حقی که اقلیتهای قومی/ملی در ایران سالهاست به دنبال تحقق آن هستند.
ایران کشوری است متشکل از گروه‌های ملی و قومی گوناگون که هر یک از آنها ممیزه‌ها و  خصوصیات فرهنگی خاص خود را دارند. بنا بر خوشبینانه ترین آمارها زبان مادری بیش از  نیمی از شهروندان ایرانی فارسی نیست. دکتر بشیریه شش گروه قومی در ایران را فارسها، ترکها، کردها، عربها، بلوچها و ترکمنها برمی شمارد و معتقد است فارسها تنها پنجاه درصد از جمعیت ایران را شامل می شوند. به نظر می رسد که به رسمیت نشناختن و سیاست انکار و حذف گروه‌های ملی/قومی اقلیت در ایران از رهگذر نقض حقوق زبانی آنها، هویت گروهی این اقلیتها را با چالشهای جدی مواجه ساخته و تاثیرات مخربی نیز بر همگرایی ملی و همزیستی مسالمت امیز و داوطلبانه گروههای ملی/قومی در ایران به جا گذاشته است. ادامه مطلب

روز جهانی زبان مادری



گفتگو درباره روز جهانی زبان مادری در برنامه افق صدای امریکا 

۱۳۹۱ دی ۲۶, سه‌شنبه

زن


هر روز، هر هفته، هر ماه، زنى كشته مى شود تا ابروى برادرى، پدرى يا همسرى حفظ شود!

هر روز، هر هفته، هر ماه، زنى خود را مى كشد، زنى كه ديگر نمى تواند همچون ابروى ديگرى زيستن را تاب بياورد.


هر روز، هر هفته، هر ماه، زنى كشته مى شود، زنى خود را مى كشد زنى شكنجه مى شود، زنى تحقير مى شود، زنى ناديده گرفته مى شود، زنى انكار مى شود و ما، من و تو، دستهاى خونيمان، دستهاى الوده مان را در جيبهايمان قايم مي كنیم.


ما، من و تو، با سكوت و بى اعتنا به اين مشكلات كوچك! و با توهم تلاش خستگى ناپذير! براى ساختن جامعه اى دمكراتيك كه تمام مشكلات در ان خود به خود حل مى شود در انتظار روزهاى بهتر نشسته ايم و هر روز، هر هفته، هر ماه، زنى كشته مى شود.