۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

ما نيز اعتراف مي كنيم!

 با پسرم نشسته ام کارتون شنل قرمزی را نگاه می کنم. با رسیدن شنل قرمزی به منزل مادربزرگ و حمله گرگ بدجنس به او همه چیز مشخص می شود. گرگی که ماموریت دارد دستور پخت شیرینی های مادربزرگ را بدزد، او را طناب پیچ کرده و در انبار زندانی کرده استتا شنل قرمزی را غافلگیر کند، اما ناگهان قهرمانی تبر به دست می رسد و گرگ تسلیم می شود. کلانتر که می رسد نیازی به تحقیق و بررسی ندارد زیرا تمام شواهد و قراین دست به دست هم داده است تا پیش داوریهای کلیشه ای ما و او را تایید کنند. اما با آمدن بازرس و تحقیق جامعی که او انجام می دهد مشخص می شود همه ما اشتباه می کردیم.

    سالهاست پیش داوریهای ما و میل به درست بودن هر آنچه می پنداریم واقعیت دارد موجب شده است دیگری را بی دادن فرصتی برای دفاع، متهم، محکوم و مجازات کنیم. پیش از این، سالها پیش، یک طرفه به قاضی می رفتیم و راضی برمی گشتیم و اکنون گامی فراتر نهاده و خود قضاوت هم می کنیم. شاکی، دادستان و شاهد و قاضی همه در یک تن خلاصه شده است. هر روز به دنیال متهمی تازه می گردیم تا نوبت خود را در محکمه "دیگری" به تاخیر بیندازیم. ادامه مطلب


    اعترافات تلویزیونی و سپس اعدام خطاکاری که بزرگی خطایی که بدان معترف بود شایستگی بخشش را از او سلب کرده بود در سالهای آغازین دهه شصت نمایش عمومی بخشی از میل فردی ما به درست بودن قضاوتهایمان درباره دیگری بود. تعاملی دوطرفه، گاه ارضاکننده و گاه ترسناک، آنگاه که در درستی نمایش و خطاکاری قربانی شک می کردیم. تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها آبی بود بر آتش شک و تردید ما. فراموش کرده بودیم "محاسبه" اصولی دارد و هربار با سکوت یا لبخندی قربانی تازه را بدرقه کردیم و نترسیدیم که نوبت ما هم برسد چرا که هرکه را حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

   بلوچها همه قاچاقچیان مواد مخدرند و یهودیها همه جاسوس اسرائیل، کردها همه کومله و دمکرات و تجزیه طلب و مجاهدین همه بمبگذار و تروریست، توده ایها مزدور و روشنفکران خودفروخته و فاسد. قاعده ساده است، ما خود ان را ساخته ایم و خود باورش کرده ایم، هر که از ما نیست بر ماست. 

    پخش اعترافات سه فعال زیست محیطی کرد که به همکاری با پژاک و اقدام به بمب گذاری اعتراف می کنند از پرس تی وی و پنج ایرانی بازداشت شده توسط ارتش آزاد سوریه که به عضویت در سپاه قدس و کشتن زنان و کودکان در شهر حمص اعتراف می کنند از الجزیره دو روی یک سکه هستند، سکه ای که در ایران بسیار رایج است و سالهاست کاربرد دارد.

    نخستین باری که مطمئن بودم اعترافات تلویزیونی زندانی علیه خویش بی اعتبار و دروغین است زمانی بود که شنیدم اعترافات مرحوم دکتر مظفری امام جماعت اهل سنت شیراز در تلویزیون استانی فارس پخش شده است. او اعتراف کرده بود که وهابی است و برای عربستان جاسوسی کرده است. ایشان چندی بعد از پخش ان اعترافات اعدام شد. کسب اعتراف تحت فشار از متهمان و تهیه ویدیو از اعترافات آنان پیش از ان البته رایج بود و پس از ان رونق بیشتری هم یافت.

    در سالهای اصلاحات و پس از آن طیف ها و چهره های جدیدی در نمایش اعترافات نقش آفرینی کردند و خوش اقبالی آنان بود که عدم تعلقشان به کلیشه های ذهنی ما موجب تردید افکار عمومی در درستی اعترافات ایشان شد، تردیدی که سرانجامی به جز اعدام برای آنان رقم زد. اما این تحول تازه هم موجب نشد تا پیش داوریهای خود را کنار گذاشته و ایمان بیاوریم که اصل برائت همه را شامل می شود، همه بدون قید و شرط.

   و این حکایت تلخ همچنان ادامه دارد. زانیار و لقمان مرادی با تائید و ارسال حکم اعدامشان در خطر فوری اجرای حکم قرار دارند و ما گوشه ذهنمان در بی گناهی آنان تردید کرده ایم. آنان خودشان اعتراف کرده اند که عضوی از کومله بوده و فرزند امام جمعه مریوان را ترور کرده اند. ما فراموش می کنیم آنها ماهها در انفرادی بوده و تنها مدرکی که برای محکوم کردنشان موجود است اعترافات خودشان است. اعترافاتی تحت فشار، ما فراموش می کنیم چون آنها را شخصا نمی شناسیم. ما تردید می کنیم در مورد ایشان اصل بر برائت باشد، آنها کرد هستند و البته پدر یکی از آنها هم عضو یکی از احزاب مخالف کرد است.

   فردا که دیر نخواهد بود این خطر وجود دارد که احکام اعدام فعالان زیست محیطی کرد هم به جرم به اعتراف ثابت شده تروریست بودن صادر شود و کمی آنطرف تر ممکن است ارتش آزاد سوریه ایرانی های بازداشتی را که به کشتن اهالی حمص اعتراف کرده اند و پاسپورتهایشان ویزا ندارد و از آن مهمتر کارت پایان خدمت هم دارند اعدام انقلابی کند و ما همچنان فراموش می کنیم که اصل بر برائت است چون مطمئنیم نظام ایران پشتیبان حکومت سوریه است و از سپاه قدس هر کاری بر می آید و اصلا آنها در این شرایط آنجا چه می کردند؟

    راه میانبری وجود ندارد. اصل بر برائت است و این یعنی همه بی گناهند مگر در دادگاه صالحه علنی با حضور هیات منصفه و با رعایت کامل قانون آئین دادرسی خلاف آن ثابت شود. برای شروع می توانیم به خود یادآوری کنیم که قاضی مرتضوی در قضیه مرگ زهرا ابراهیمی و زندان کهریزک و هزار و یک موضوع دیگر متهم است اما تا زمانی که اتهاماتش در دادگاهی صالحه رسیدگی نشود و محکوم نگردد منطقا و قانونا بی گناه است.

   منتشره در روز آنلاين

0 نظرات:

ارسال یک نظر