۱۳۹۰ خرداد ۲۵, چهارشنبه

فعال سیاسی و حقوق بشر و مرزهای مغشوش

طرح مساله؛ هر عبارت / واژه واجد بار معنایی خاصی است که نتیجه نوعی توافق پیشینی بین راوی و مخاطب است. توافقاتی حداقلی (و نه لزوما حداکثری) در مورد مفاهیم پایه که به معنی پذیرش یک تعریف پایه به مثابه تعریفی واحد از مفاهیم مورد گفتگو است٬ تعریفی که منطقا برآمده از یک مبنای معرفتی است. این حصر معنایی مفاهیم پایه٬ مانع از انحراف بحث شده و مشخص می‌کند دعوا بر سر چیست. کاربرد غیر دقیق واژه ها توسط روای موجب اغتشاش مفهومی شده و پیامی را غیر از انکه راوی مراد کرده است به مخاطب منتقل می کند.

استخدام واژه ها به شیوه ای دلبخواهی و نه توافق شده یا نا اگاهانه (فهم ناقص مفاهیم) و یا عامدانه و برای کسب نتایج دلخواه است (چیدن مقدمات غلط برای کسب نتایج مطلوب). فعال سیاسی، فعال مدنی و فعال حقوق بشر از جمله مفاهیم چالش برانگیزی هستند که استفاده دلبخواهی انها در سالهای اخیر موجب سوتفاهم در مخاطب شده و جدا از اینکه در عرصه نظر اشفتگی معنایی و ارتباطی ایجاد کرده است در دنیای واقعی نیز به نتایج نامبارک بسیاری منجر شده است.
هرچند نقش های اجتماعی گاهی همپوشانیهایی با هم دارند اما مخدوش شدن مرز بین این نقشها، در نهایت کار فعالان این عرصه ها را دشوار کرده و از طرفی می تواند موجب کم اثر و حتی بی اثر شدن فعالیت انها شود. در این یادداشت به تعاریف اولیه این مفاهیم و ضرورت پایبندی به این تعاریف در عمل می پردازم. ادامه مطب