۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه

روایتی از خدمت و خیانت سید سیب زمینی خندان


این گوشه ای از روایت کروبی از انتخاباتی است که دولت خاتمی برگزار کرد و اشکار می کند که برای ریاست جمهوری علاوه بر عبای شکلاتی کمی تا مقداری جربزه و عرضه نیز مورد نیاز است.

مهدی کروبی بعدها گزارش دقیق تری از این ماجرا و نقش خاتمی و وزارت کشورش در آن واقعه، در گفت و گوی با عباس عبدی و عطریانفر ارائه کرد. از نظر تاریخی، خصوصاً باید به ملاقات کروبی با خامنه ای و خاتمی در بیت خامنه ای توجه کرد. کروبی می گوید:
اگر وزارت كشور در آن زمان با من صادقانه برخورد كرده بود، مشكل حل می ‌شد. مرا بيدار كردند و گفتند كه آقای ‌الهام نتيجه شمارش آرا را اعلام می ‌كند. در اينجا دولت بايد اعتراض می ‌كرد. من با رئيس‌ جمهور[خاتمی] تماس گرفتم اما اثری نكرد.
 آقای‌ ضرغامی با خانواده ی ما تماس گرفته و گفته بود كه به فلانی بگوييد اشكال او وارد است و من نبوده‌ام كه اين قضايا رخ داده و آقای الهام جلوی دوربين قرار گرفته است. حتی از دفتر رهبری هم با من تماس گرفتند و گفتند كه اشتباه شده است و شما دوم هستيد و آقای ‌احمدی‌نژاد سوم است.

 وزارت كشور هم صرفاً به من گفت كه شما نگران نباش، در نتيجه ی نهايی شما دوم می ‌شويد. رهبری به من پيامی دادند كه من آن را در نامه‌ام آوردم و نامه ی من به ايشان هم منتشر شد. صبح روز دوشنبه از دفتر رهبری با من تماس گرفتند كه من 6 بعدازظهر به ملاقات رهبری بروم.
 تا عصر آن روز من حيران و در جست ‌وجوی يك پاسخ از وزارت كشور بودم كه چطور من با شمارش 15 ميليون رای، نفر دوم بودم و يك دفعه با شمارش آرای قم و اصفهان و تهران آرا تغيير كرد. من تا عصر دوشنبه نمی ‌دانستم كه چه بر سرم آمده است. رفتم به ملاقات و در آنجا گفتم كه من نفر دوم هستم اما به من گفتند كه وزارت كشور[موسوی لاری] و رئيس‌ جمهور[سید محمد خاتمی] خود شما می ‌گويند كه بهترين و سالم‌ترين انتخابات بوده است. 

رهبری حتی گفتند كه "من گفته‌ام حالا اين شهرهايی كه آقای كروبی می ‌گويد را بررسی مجدد كنيد؛ اما آنها می ‌گويند كه درست است". حالا شما به من بگوييد كه من بايد چه می ‌كردم؟ از آسانسور پايين آمديم و آقای ‌خاتمی را ديديم كه می ‌خواست برود بالا. گفتم كه آقای خاتمی متشكر كه انتخابات خيلی خوب و سالمی را برگزار كرديد. آقای ‌خاتمی آمد كه صحبتی بكند، يكی از اعضای دفتر رهبری به آقای ‌خاتمی گفت كه حالا شما زير حرف خودتان نزنيد.

 من بعد فهميدم كه در مجموع ما بيست و هفت استان جلوتر بوده‌ايم و فقط يك اصفهان همه چيز را تغيير داده است. خب، اگر من اين خبر را داشتم و عصر آن روز، با اين خبر به ملاقات می ‌رفتم، حرفم را می ‌زدم و پای آن می ‌ايستادم. چطور می ‌شود در شهر اصفهان كه يكی از قطب‌های صنعتی  و فرهنگی ما است و آقای ‌معين هم اصفهانی بوده‌اند، آقای ‌احمدی‌نژاد از مجموع رای همه كانديداها، رای بيشتری می ‌آورد و ايشان هشتصد هزار رای می ‌آورند و در مقابل، من، معين، قاليباف و لاريجاني، هر كدام زير دويست هزار رای می ‌آوريم و آقای ‌رفسنجانی هم 250 هزار رای می ‌آورد؟

شما بگوييد كه اين رای، معقول است؟ اما به من هيچ گزارشی ندادند تا براساس آن بروم و اعتراض بكنم كه اگر می ‌دادند حتماً می ‌ايستادم و اعتراض می ‌كردم. زبان ما بسته بود. چه می ‌گفتيم؟ امروز با اين دولت[احمدی نژاد] حداقل می ‌توانيم دعوا كنيم".




منبع: مقاله  اکبر گنجی در روز انلاین

رجوع شود به لینک: www.ayande.ir/1387/08/post_638.html


0 نظرات:

ارسال یک نظر