۱۳۸۹ اسفند ۶, جمعه

گذشته زخمی

می دانم که بعضی چیزها را نباید بعضی وقتها گفت اما پرهیز نمی توانم کرد که گفتن از رنجهایی که سالهاست بر ما می رود بهتر از تقلیل دادن ان و بازنمودن قاعده همچون استثنا است.

برای میر حسین موسوی و مهدی کروبی به خاطر استقامتشان و ستم ستیزیشان احترام بسیار قائلم و یاری انان را امروز، یاری رساندن به ازادی می دانم اما گمان می کنم باید با گذشته خود همانگونه که بوده روبرو شویم نه انگونه که می پسندیم. ناچاریم به یاد بیاوریم که ان زمان نیز که ایشان در قدرت بودند و صاحب حکم و یا یاور حاکمان بودند بسیاری جانها بی جان شدند و بسیار بیشتر از ستمهای که اینک بر ایشان روا داشته می شود بر مردمان این سرزمین روا داشته شد و ایشان ساکت بودند و همراه حتی. 

دیروز گرچه به تقویم گذشته است اما فردا را جز با روایت صادقانه دیروز و نهادن مرهم طلب بخشش بر زخمهای خونین ان نمی توان ساخت. باید جرات کنیم با دیروزمان مواجه شویم و مسئولیت اعمالمان را بپذیزیم. گذشته را نمی توان بدون شستن زخمهایش کفن و دفن کرد. سکوت و انکار و حواله کردن همه چیز به اینده ای غیر تاریخی نه تنها  چیزی را حل نمی کند که تنها به کهنه شدن و چرکی شدن بیشتر زخمها کمک می کند.

۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

زبان، قومیت ـ نژاد و هویت/ دکتر علیرضا اصغرزاده

گفتاری در ضرورت مبارزه آنتی راسیستی در ایران
متن سخنرانی در سمینار حقوق اقوام و ملیت های ایرانی ـ 20 فوریه 2011  ـ تورنتو
امروز صحبت هایم را به عنوان شخصی آغاز می کنم که طرفدار استفاده از ترمینولوژی جدید، پیشرو و مترقی در گفتمان مبارزاتی خلق های ایران، و نیز همه مبارزات مترقی، می باشد. یکی از این ترمها، اصطلاح “مبارزه آنتی راسیستی” است که من نیز به اندازه توانم سعی کرده ام این ترم، به همراه گفتمان و عمل ضدنژادپرستانه، داخل ادبیات مبارزاتی در ایران، و به ویژه در آذربایجان، بشود.
به همین دلیل، مایلم از فرصتی که امروز در اختیارم گذاشته شده، استفاده کنم و ضرورت تقویت گفتمان و عمل آنتی راسیستی در میان خلقهای ایران را، اختصارا  تشریح نمایم. به همین منظور، سخنانم را زیر عنوان چهار بخش اساسی ارائه خواهم داد:
یک ـ  تعریف ساده ای از نژاد و نژادپرستی
دو ـ  موقعیت و اهمیت گفتمان ضدراسیستی در بعد جهانی
سه ـ  موقعیت و اهمیت گفتمان ضدراسیستی در سطح ایران
چهار ـ موقعیت و اهمیت گفتمان ضدراسیستی در سطح محلی و لوکال (در میان خلق های غیر فارس)

۱۳۸۹ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

شعر خوانی در تونس


ترجمه آزاد شعری که دختر معترض تونسی در تجمعی اعتراض می خواند:

من آزادم و دنیای من همه آزادی است
من فریاد اعتراضم
راوی ستمهایی که بر ما رفته است
آزادیهای ما را کشتند و درها را بر رویمان بستند      
چه گمان کرده اند؟
ما اما نهراسیده ایم
من صدای فریاد مردمی هستم که هرگز نهراسیده اند
صدای ما جاودانی است
فریاد اعتراضی که خاموش نخواهد شد
من آزادم و دنیای من همه آزادی است
فراموش کردید که ما حق حیات داریم؟
شعله فروزان انقلاب را نمی بینید؟
من صدای ازادی هستم
صدای ما جاودانه است
من صدای فریاد مردمی هستم که هرگز نهراسیده اند
من نشانه رزهای قرمز* در راه هستم
مردمی که پس از سالها خود را باور کرده اند
رزهای قرمز از خاکستر بر خواهند خاست
فروزانتر از همیشه
*نماد کشور تونس

نمی دانم این دختر معترض تونسی چه می خواند اما سوز صدایش گویی از رنج هایی و امیدهایی روایت می کند که سالهاست با ماست. صدایش واقعا زیباست و چه سوزی دارد





فیلتر شدم!

     این وبلاگ در ایران فیلتر شده است! این احتمالا نشان می دهد که سیستم فیلترینگ در ایران نه لزوما وبسایتها و وبلاگهای مخالف که حتی وبلاگهای خنثی را هم رصد می کند و بدون هیچ دلیلی ممکن است انها را فیلتر کند. ممکن است فیلتر شدن این وبلاگ به محتوای فعلیش ارتباطی نداشته باشد و بایگانی وبلاگ را هدف گرفته باشد که حدیث سوزاندن تر و خشک با هم است. بلاگفا وبلاگ قبلیم را با این ادعا که "کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه دستور ان را داده است مسدود کرد، هرچند من الان هم نمی دانم کدام نوشته ام مجرمانه بوده است.

دیاکو که خبر فیلتر شدن وبلاگم را داد این احتمال را هم مطرح کرد که نام خود من به نحوی موجب فیلتر شدن وبلاگ شده باشد که البته احتمال ضعیفی است چون من اکنون فعالیتی ندارم و زمانی هم که گمان می کردم فعال هستم تاثیرگذاری چندانی نداشتم و البته هیچ شخصیت سیاسی هم تشابه اسمی با من ندارد.
    
     خلاصه یا من باید اسمم را عوض کنم یا اقای فیلترینگ پایش را از روی سیم بردارد، بالاخره ممکن است اشتباهی شده باشد، سرشان شلوغ است و من را با یکی دیگر عوضی گرفته اند.

 ای فیلتر جان! اشتباه شده ما داشتیم خوش و خرم خاطرات کودکیمان را می نوشتیم چرا بی خودی پاچه می گیری عمو؟