۱۳۸۷ مهر ۱۵, دوشنبه

آرزوی معلمی در امریکا


      خانم "یاروس" با ذوق زدگی آشکاری وارد کلاس شد. او مدرس زبان انگلیسی در کالج سیلوانیا یکی از کالجهای وابسته به دانشگاه ایالتی پورتلند است. او منتظر نماند تا کسی از او دلیل این خوشحالی‌اش را بپرسد. "من به عنوان معلم زبان انگلیسی در مقطع ابتدایی پذیرفته شده‌ام." معلمی در دبستان و این همه شوق؟ خانم یاروس توضیح داد که او دو سال پیش در یک دوره یکساله "مهارت‌های آموزش به کودکان" شرکت کرده و پس از پایان دوره تقاضای خود را برای معلم شدن تقدیم کرده است و اینک پس از یکسال با تقاضای او موافقت شده است. او ادامه داد که "سورپرایز" شده چون چندان به پذیرفته شدن امیدوار نبوده است. توضیح اینکه برای معلم شدن در ایالات متحده علاوه بر تحصیلات دانشگاهی٬ گذراندن دوره  صلاحیت تدریس نیز ضروری است. معلمان در اینجا اکثرا دارای درجه تحصیلی دکترا و کارشناسی ارشد هستند. 


      خانم "یاروس" مدرس و همکار رسمی کالج سیلوانیا است٬ او فارغ التحصیل کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی است کار راحتی دارد و حقوق خوبی هم دریافت می کند. با توجه به اینکه کار او از منظر حرفه ای در دبستان دشوارتر خواهد بود و حقوق دریافتی او نیز تفاوت چندانی نخواهد کرد(اندکی بیشتر خواهد شد) دلیل تلاش او برای تغییر شغلش و خوشحالیش از نتیجه بخش بودن آن٬ به گفته خودش ناشی از علاقه شخصی و شان اجتماعی بالای معلمان(به طور خاص معلمان شاغل در دوره عمومی) در جامعه است. هر چند هم اینک نیز عنوان شغلی او "معلمی" است٬ اما او تدریس و معلم بودن در مدرسه را متفاوت دانسته و ماهیت و تجربه حاصل از آن دو را نیز قابل قیاس نمی‌داند. خانم یاروس از تعداد دیگری از همکاران خود در کالج نام می‌برد که همچون او در آرزوی تدریس در آموزش و پرورش هستند٬ اما امکان و فرصت تحقق آرزوی خود را تاکنون نیافته‌اند.

      تلاش برای تغییر مقطع و محل خدمت در جامعه معلمی ایران نیز رایج است٬ با این تفاوت که درس خواندن و دیدن دوره‌های اضافی آموزشی در ایران نه برای مقاطع پائین‌تر که به امید ارتقا مقطع تحصیلی صورت می‌گیرد. تدریس در دوره‌های دانشگاهی و به اصطلاح رایج "استاد دانشگاه" شدن نیز البته آرزوی بسیاری از معلمان دارای مدارک تحصیلی کارشناسی ارشد به بالا در ایران است.تحلیل این موضوع و این سیر متفاوت در این مجال اندک نمی‌گنجد اما یقینا ارزش اندیشیدن دارد.

      پ‌ن۱: همکار عزیز٬ جناب آقای بهلولی به بنده پیشنهاد داده بودند که از روند برگزاری و تدارکات روز جهانی معلم در امریکا گزارشی تهیه کنم. متاسفانه به دلایلی این پیشنهاد ارزنده عملی نشد. تنها نکته قابل ذکر اینکه در تمام مدارس دولتی ایالت ارگن عصر روز جمعه ۳ اکتبر  جلسات جشن مانندی برای بزرگداشت این روز برگزار شده و جامعه معلمان و مسئولین ایالتی آموزش و پرورش این روز را گرامی داشتند. البته با توجه به فردگرا بودن مردم امریکا و همچنین ضعف تاریخی سنت عمل سندیکایی و سنت اعتراض در اینجا انتظار چندانی هم از معلمان در امریکا نمی‌رود. این نکته از آنرو مهم است که معلمان(در اینجا به معنی عام از معلم دبستان تا استاد دانشگاه) در اینجا هم به نسبت تحصیلاتشان و در قیاس با سایر فارغ‌التحصیلان درآمد بالایی ندارند و برای مثال به عنوان یکی از اقشاری مطرح هستند که "اوباما" جمهوری خواهان را بی‌توجه به مشکلات معیشتی آنان معرفی می‌کند. لذا به لحاظ نظری دلایلی برای اعتراض و ناخرسندی موجود است٬ اما درچنین شرایطی روز جهانی معلم برای معلمان در اینجا نه روزی برای اعتراض به کمبودها(همچون سنت رایج در اروپا و یا ایران) که روزی برای جشن گرفتن و شادی کردن است. 


      پ‌ن۲: نه ذوق نوشتن در من گم شده است و نه نوشتنی کم آمده است. اشتغال تمام وقت و کمی هم بیشتر از تمام وقت! فرصتی برای نوشتن نمی‌گذارد. دوستی نوشته بود که چه شد؟ چشمه نوشتن خشک شد یا توهم سراب به پایان رسید؟ هیچکدام٬ تازه اول بازی است.

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 ساعت 12:51 شماره پست: 47

0 نظرات:

ارسال یک نظر