۱۳۸۷ مرداد ۱۴, دوشنبه

این ابتدای ویرانی است...

      به آنانی که فعالین حقوق بشر را به سواستفاده سیاسی از زندانیان سیاسی متهم می‌کنند و سخن گفتن و کمپین راه انداختن برای نجات جان آنها را بازی سیاسی می‌خوانند٬ اعدام "یعقوب مهرنهاد" جوان ۲۸ ساله بلوچ را تبریک می‌گویم. دادگاه يعقوب مهر نهاد بدون حضور هيات منصفه، وکيل و خانواده او برگزار شد. مهر نهاد به گسترس خط مشی گروه‌های مسلح از طريق فعاليت در انجمن جوانان صدای عدالت متهم شده بود. در سکوت خبری و در فراموشی وجدانهای همیشه بیدار ما! کشتن انسانها برای انان که "مرگ کسب و کارشان است" راحتتر است. با گفتن بهانه‌های مبتذلی چون «ما نمی‌دانستیم»٬ «کاری از ما ساخته نیست» و «حتما کاری کرده است چرا کسی با من کاری ندارد» فقط خود را فریب می‌دهیم و سر وجدانمان کلاه می‌گذاریم. همه ما در این جنایت شریکیم و این تنها سهم ماست که تفاوت می‌کند... 

     فردا نوبت ماست و آنگاه دیگر کسی نخواهد بود که صرف نظر از گناه ناکرده‌مان از حقوق انسانیمان و از بدیهی‌ترین حق ما٬ «حق حیات»مان دفاع کند. آری نوبت ما نیز می‌رسد٬ شک نکنید که این گرگ گرسنه هار است.

    یعقوب مهرنهاد علاوه بر سرپرستی روزنامه مردم سالاری در استان سیستان و بلوچستان دبیر انجمن "جوانان صدای عدالت" بود٬ انجمنی که سال ۸۱ با مجوز رسمی و دولتی از سوی سازمان ملی جوانان شروع به کار کرد. او وبلاگ نویسی هم می‌کرد. نگاهی کوتاه به گزیده‌ای از دیدگاه و نوشته‌های او نشان می‌دهد که متهم کردن او به محاربه (آنهم در دادگاهی غیرعلنی و بدون رعایت موازین قانونی) از آن دست اتهامات بی‌اساسی است که می‌تواند دامن هر کسی را که بخواهد در این مملکت آزادانه بیندیشد و حقوق بنیادیش را مطالبه کند  به آسانی می‌گیرد. 

«... در مدت چند سال فعالیت در سازمانهای غیرحکومتی وتشکلهای مردمی آموخته وتجربه نموده ام که هرشخصی نیاز به درد دل وسخن گفتن دارد و چه خوب است تا آدم حرفها وگفته هایش را با یک دنیا آدم وهمنوع خود بزند . یک دنیا آدمی که فارغ از هرگونه مرده باد وزنده باد و بدور از هرگونه تعصب زبان وقومیت ومذهب وسرزمین می توانی با آنها سخن بگوئی اما هرگز اصالت خود را از یاد نبری واما هرگز فکر نکنی که به تو می گویند شهروند درجه دو ویا شاید هم شهروند درجه سه.»

«... بهترین راه مبارزه با نا امنی در بلوچستان وایجاد امنیت؛ اختصاص بودجه در نظر گرفته شده برای امنیت به آموزش وپرورش و ارتقاء کیفیت آموزشی دانش آموزان استان میباشد.ایشان با اشاره به اینکه تا زمانیکه برای از بین بردن فقر وبیسوادی وکم سوادی در استان تلاش نشود هیچ امنیت پایداری در استان تحقق نخواهد یافت ؛خطاب به نمایندگان استان گفت: تنها راه ایجاد امنیت در استان اجرای عدالت واقعی ورفع فقر وتبعیض واز بین بردن بیکاری وبی سوادی می باشد.»

«... هر چند وقت شاهد اعدامهای مکرر در استان هستیم که اتهامات اکثر اعدام شدگان سرقت وراهزنی وآدم ربائی اعلام گردیده است که این خود از آثار شوم وزیان بار فقر وناداری وعقب ماندگی اجتماعی وفرهنگی می باشد.اعدامهای پیاپی اخیر که دل هر دردمندی را به درد می آورد نشات گرفته از چیست؟ آنها هم فرزندان این جامعه بوده اند وبه هر اتهامی که محکوم گردیده اند در همین اجتماع بزرگ شده اند ورشد یافته اند وآیا محاکمی که این حکم اعدامها را صادر می کنند علاوه بر اثبات اتهامات ومجرمیت تا کنون علل وعوامل جرمها را مورد بررسی کارشناسانه قرار داده اند؟ وبه ریشه های آنها وروشهای جلوگیری از آن تفکر وتدبیر نموده اند ؟ با نامگذاری استان سیستان وبلوچستان به عنوان استان ویژه نمی توان محیط امن تری پدید آورد زیرا باید با فقر نبرد کرد که بستر پرورش خشونت طلبی وسرقت وراهزنیست.واحساس میشود ما امروز در استان به شدت به دگرگونی افکار ورهبری مسئولانه ومدبرانه نیازمندیم.تا به طور کارشناسی وبا بررسی های دقیق به مسایل استان نگریسته شود ومردم هم باید بدانند که تا زمانی که ما چشمانمان را باز نکنیم وبر فقر وبی سوادی وقانون گریزی خود غلبه نکنیم روزگارمان بهتر از این نخواهد شد .بدون شک تصورات نادرست وافراطی یک عده از فرهنگ مردم ما ؛نقشی موثر در وخیم تر ساختن اوضاع داشته ؛چنانکه امروز هم هنوز عزمی جدی بر مفاهمه در برخی افراد نمی توان دید؛در حالی که برای فهم وشناخت هر قوم وملتی ؛ نخستین کار همدلی است ونمی توان به بهانه های شناخت یا تحقیق؛انگشت بر حساسیت های یک قوم ومذهب گذاشت وعیب های آن را بر شمرد وچشم از فضایلشان پوشید.» 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 22:48 شماره پست: 25

0 نظرات:

ارسال یک نظر