۱۳۸۸ آبان ۳۰, شنبه

شرایط بد روحی یک زندانی محکوم به اعدام

       بنا بر گزارش مرکز خبر رسانی سقز مصطفی سلیمی زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام دچار مشکلات روحی و روانی شده است. مصطفی سلیمی شهروند سقزی اوایل سال ۱۳۸۲ شمسی در شهر نهاوند استان همدان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و متعاقبا با حکم دادگاه انقلاب سقز به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. شرایط بد روحی این زندانی و عدم رسیدگی پزشکی موجب اعتراض همبندان این زندانی شده است که با بی اعتنایی مسئولان زندان مواجه شده است. گفتنی است او پیش از انتقال به زندان سقز مدتی را در زندان رجایی شهر کرج به سر برده بود. لازم به یاداوری است که هم اینک دست کم ۱۳ زندانی سیاسی کرد که در روند مبهم قضایی محکوم به اعدام شده اند در معرض خطر اجرای حکم هستند.

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

و اینک مرگ

احسان فتاحیان اعدام شد.

 

یک سکوت طولانی... شراره ای از خشم... فریاد انتقام... یا گریه ای تلخ...

دریغ که هیچ کدام از اینها او را بازنخواهد گرداند و دل داغدیده مادرش ...

۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه

آزادی جعفر ابراهیمی

        بنا بر گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر٬ جعفر ابراهیمی معلم ٬فعال صنفی و از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران٬ شنبه شب 16 آبان ماه 1388 با قرار وثیقه صد میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

       جعفر ابراهیمی که به دلیل فعالیتهای حقوق بشری و تلاشهایش برای احقاق حقوق معلمان نزدیک به ۱۵۰ روز را در بازداشت به سر برد و از جمله ۶۸ روز از این مدت را در انفرادی گذراند در حالی با وثیقه سنگین یکصد میلیون تومانی از زندان رهایی می‌یابد که با تشدید ناراحتی دیسک کمر و آسیب دیدگی مهره‌های گردن ناشی از عدم رسیدگی پزشکی در زندان روبرو است. گفتنی است که پیش از این قاضی مربوطه طی دو مرحله وضعیت پزشکی ابراهیمی را از زندان جویا شده بود که با بی اعتنایی و عدم پاسخکویی مسئولان درمانگاه زندان اوبن مواجه شده بود.

      لازم به یاداوری است که هم اینک دست‌کم ۸ تن از معلمان به نامهای فرزاد کمانگر٬ رسول بداقی٬ هاشم خواستار٬محمد داوری٬ انور حسین‌پناهی٬ ارسلان اولیایی٬ عبدالله مومنی و ساسان بابایی در بازداشت به سر‌ می‌برند.

۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه

توهم گفتگو



     شیرزاد عبداللهی در یادداشت "کانون صنفی معلمان در بحران" تحلیل خود را درباره  کانون صنفی معلمان ارائه داده و  ضمن تشریح وضعیت فعلی به عوامل موثر در ایجاد این وضعیت نیز اشاره می‌کند. او ضمن انتقاد از عملکرد هیات مدیره کانون٬ جهت گیریها و عملکرد کانون را سیاسی و غیر صنفی برآورد کرده و در نهایت به نکوهش کسانی می‌پردازد که "از راه دور و در کمال امنیت و بی ترس از مجازات ، با تعریف های آنچنانی از معلم و وظایف کانون های صنفی و تزریق نظرات سیاسی و قومی خود و تحمیل بار اضافی بر دوش کانونی که برای دفاع از حقوق معلمان فارغ از سیاست تشکیل شده بود کانون را به راه سیاست و نهایتا انهدام کشاندند."  
   
      یادداشت آقای عبداللهی مطلب تازه‌ای ندارد و ایشان پیش از این نیز در وبلاگ خویش به تفصیل به این موارد پرداخته بودند. من پیش از این به سهم خود به تناقضات نظری و خطاهای روشی موجود در یادداشتهای ایشان اشاره کرده‌ام٬ خطاهایی که نادیده گرفتن آنها در مقدمات به نتایج دلخواهی ختم می‌شود که نویسنده و مخاطب را دچار اشتباه می‌کند. ایشان همانطور که خودشان هم اذعان کرده‌اند گاهی از سر عجله و ذوق و بدون دقت کافی می‌نویسند و بدون ویرایش مطالب نوشته شده را منتشر می‌کنند. من برای آخرین بار چند نکته را یادآوری می‌کنم.