۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

پائیز و یاد یاران دربند

      تجربه پائیز همچون فصل آموختن، با هم بودن، تجدید دیدار کردن و یا آشنائیهای تازه، تجربه منحصر به فرد شغل معلمی است. نظام آموزشی ایران علی‌رغم تمام ضعفهای ساختاری آن، برای آنانی که از تکرار و سکون بیزارند امکان مطلوبی است. امکان تغییر محل خدمت (مدرسه محل تدریس) و تغییر هر ساله مخاطبان و همکاران یکی از جذبه‌های آموزش معلمی برای من بوده است. من این شانس را هم داشته ام که در پیگیری تحصیلاتم شهرهای محل خدمتم را هم چند بار تفییر دهم و از جذبه تنوع و تغییر در این فضا بیشتر بهره ببرم و با معلمانی با پس زمینه های متفاوت فرهنگی همکار شده و دوستان ارزشمندی هم پیدا کنم.

    
من اکنون دومین پائیز دور از مدرسه زندگیم را پس از 29 سال تجربه پائیز همچون فصل مدرسه و کلاس (دوران دانش آموزی و معلمی) تجربه می‌کنم. اما آنچه تجربه پائیز امسال را برای من دیگرگونه و تلخ می‌کند نه نوستالوژیای شخصی که تداوم ستمی است که بر دوستان و همکاران معلم در بندم می‌رود. پائیز امسال را دوستان معلم زندانی چگونه تجربه می‌کنند؟ دور از کلاس و درس و دانش آموز و اسیر جهالتی که بیش از همه پرسشگری و روشنگری ایشان را تاب نیاورده است. زندانهای کوچک جسم ایشان را دربند کرده است با با روح بزرگشان چه می‌کنند؟ با دانش آموزانی که پرورده‌اند چه می‌کنند؟ مگر می‌توانند رویاهایشان و خاطراتمان را که بی هراس بند و بی تجربه حصار به هم در می‌امیزند را هم دربند کنند؟

۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه

وبلاگ شیرزاد عبداللهی

        وبلاگ شیرزاد عبداللهی از دسترس خارج شده است االبته معلوم نیست این وبلاگ هک شده یا مستقیما توسط بلاگفا مسدود شده است . محدودیتهایی که هر از چند گاهی و در بزنگاه‌های حساس٬سایت بلاگفا برای کاربران ایجاد می‌کند عمدتا موقتی است اما در این مورد خاص متاسفانه سایت به طور کامل از دسترس عبداللهی خارج شده و به نظر می‌رسد آرشیو سایت هم که واجد یادداشتهای جدی و خواندنی درباره مسائل آموزش و پرورش بود از دست رفته است.

    
همراهی بلاگفا (اختیاری یا ناگزیر؟) با سیاستهای امنیتی جمهوری اسلامی در روزهای حساس و اعمال محدویت عمومی بر وبلاگهای میهمان از سویی و ضعفهای امنیتی آشکار این سیستم از سوی دیگر در نهایت کاربران جدی بلاگفا را متضرر می‌کند. اما دائمی کردن این محدودیتها همچون این مورد خاص نگران کننده و زنگ خطری جدی برای سایر وبلاگ نویسان منتقدی است که میزبان آنها بلاگفا می‌باشد٬ اما اشاره من به این مشکل در این یادداشت تنها بهانه‌ای است برای نگاهی کوتاه به وبلاگ "یادداشتهای شیرزاد عبداللهی"

 یادداشتهای منتشره در وبلاگ "یادداشتهای شیرزاد عبداللهی" را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

مرتضوی؛ یک نام یا یک رویه؟


        تابستان سال 1382 بود. با حکم قاضی مرتضوی دادستان تهران، محمود بهشتی لنگرودی و علی اصغر ذاتی دبیرکل و بازرس وقت کانون صنفی معلمان ایران بازداشت شده بودند. دبیرخانه شورای هماهنگی، کانونهای عضو را برای تشکیل جلسه اضطراری به تهران فراخواند. ادرات اطلاعات استانها مسئولین کانونهای صنفی معلمان را احضار و به انها درباه عواقب حضور در این جلسه هشدار می دادند. انها اتهام همکاران در بند ما را اقدام علیه امنیت ملی، جاسوسی و همکاری با منافقین ذکرمی کردند و ما را انذار می کردند که از متهمانی چنین خطرناک! حمایت نکنیم.
      
      تهدیدها کارساز نشد و جلسه شورای هماهنگی در تهران تشکیل و تصمیم بر این شد تا نمایندگان کانونهای صنفی معلمان  به حالت اعتراض مقابل مجلس اجتماع کنند و خواهان ازادی یاران در بند شوند. از مجلسیان جز اینکه وقت ملاقاتی از قاضی مرتضوی بگیرند ظاهرا کار دیگری ساخته نبود. قرار بر این شد که فردای آن روز راس ساعت 8 صبح نمایندگان شورای هماهنگی با دادستان دیدار کنند .

نامه سرگشاده کانون صنفی معلمان به ریاست قوه قضاییه


به نام خداوند جان و خرد

رياست محترم قوه قضاييه ، حضرت آيت اله لاريجاني

با سلام

         همانگونه كه مستحضر هستيد،  فرهنگيان ايران به عنوان مورد وثوق ترين قشر جامعه ، طي سال هاي گذشته ، به دليل اعتراض مسالمت آميز نسبت به عدم اجراي قانون مديريت كشوري ، ستم هاي فراواني را متحمل شده اند. برخورد هاي خشن با اين قشر فرهيخته ، با ضرب و شتم در انظار عمومي آغاز و با صدور احكام سنگيني همچون انفصال از خدمت ، اخراج، تبعيد، زندان و حتي حكم ننگين شلاق براي فعالان صنفي تهران و شهرستان ها ، به ويژه اعضاي شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي سراسر كشور، ادامه يافت و پرونده هاي فراواني در ارتباط با اعضاي اين جمعيت مظلوم ، در دادگاهها و دادسراها ، گشوده شد و همچنان مفتوح است ، به طوري كه برخي از فعالان اين عرصه ، هم اكنون نيز دوران سخت زندان و يا تبعيد را سپري مي نمايند.

۱۳۸۸ شهریور ۱۱, چهارشنبه

پرده اول، رسول بداقی

          بنا بر اعلام سایت کانون صنفی معلمان ایران رسول بداقی عضو هیت مدیره کانون صنفی معلمان ایران و مسئول شاخه معلمی "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" با هجوم ماموران لباس شخصی به خانه ایشان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
  
         بداقی که از چهره های موثر  کانون صنفی معلمان و مدیر یکی از سایتهای وابسته به کانون نیز می باشد پیش از این در اوج اعتصابات معلمی بازداشت شده و مدتی را در اوین گذرانده بود. بازداشت او در این روزهای سخت که فاجعه از هر طرف آوار می شود و هر آن منتظر شنیدن خبرهای تلخ هستیم٬ نگرانی خانواده و دوستان او را در ارتباط با سلامت و امنیت او دوچندان کرده  است.

     طبیعتا با توجه به فعالیتهای روشن و قانونی بداقی در حوزه عمومی و کنشگری مدنی و اساسا غیر سیاسی - غیر معطوف به قدرت سیاسی- او٬ بازداشت ایشان ناموجه بوده و جز تحمیل استرس و آزار به خانوده بزرگوار ایشان و اعمال فشارهای غیر قانونی برای اخذ اعترافات بی پایه و زهر چشم گرفتن از جامعه معلمی در آستانه گشایش مدارس در سال جدید تحصیلی٬ معنای دیگری ندارد. 
      
       طلب آزادی بی قید و شرط این معلم دلسوز و پرتلاش توسط جامعه معلمی و اتخاذ موضع سریع و قاطع از طرف کانونهای صنفی در خصوص بازداشت خودسرانه ایشان٬ پایانی زود هنگام خواهد بر شروع شوم سناریویی که کودتاچیان برای جامعه معلمی و فعالان صنفی طراحی کرده اند.