۱۳۸۸ مرداد ۲۱, چهارشنبه

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران / تیرماه 88


به نام خداوند جان و خرد

       برگی دیگر از تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین درپیش چشمان حیرت زده و نگران ملت ایران ورق خورد . برگی که می توانست یکی از زیباترین تصویرها را درآلبوم خاطرات تاریخی این ملت ثبت نماید. اما صد افسوس که  ذهن کند آزمندان قدرت این بار نیز نتوانست خود را با نیاز زمانه همراه و هماهنگ کند.

      ملت و به ویژه معلمان ایران آگاهند که به دنبال اوضاع نابسامانی که دولت نهم درتمامی زمینه ها درکشور ایجاد نمود قراری نانوشته اما عزمی راسخ درمیان بخش گسترده ای از مردم برای تغییر شرایط موجود شکل گرفت تا با استفاده از مطلوب ترین روش ممکن یعنی صندوق های رای و با انتخاب یکی از معدود کاندیداهای مورد تایید حکومت تغییراتی ولو اندک درجامعه ایجاد کنند. اما دریغا که مطلق گرایان مدعی دین و عدالت سازو کارهای رسمی نظام حکومتی خودرا نیز برنمی تابند و هنگامی که اراده ملت را خلاف خواسته های تنگ نظرانه خود می یابند عهد می شکنند؛ درامانت خیانت می کنند و مزورانه فریاد حمایت از دین و قانون سر می دهند.

۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

آزادی معلم بازداشتی و چند پرسش


     در گردابی از اخبار تلخ شنیدن خبری خوب امیدوار کننده است. حسن صالح زاده معلم بازداشتی آزاد شد. آزادی صالح زاده پس از بیست روز بازداشت بی‌دلیل٬ خوشحال کننده است چرا که تجربه نشان داده است این بازداشت بی‌دلیل می توانست بسیار بیش از این به طول بینجامد. تجربه تلخ فرزاد کمانگر هنوز پیش‌ روی ماست و البته نه تنها فرزاد که تنها از جمع معلمان انور حسین پناهی٬ ارسلان اولیایی و جعفر ابراهیمی در وضعیت مشابهی به سر می‌برند و عملا مدتها است که بی‌گناه و بی‌پناه در زندان مانده‌اند.
   
      اما جدا از امیدواری و انتظار٬ یک سوال اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است: منطق حاکم بر کارکرد سیستم امنیتی و قضایی ما چیست؟ بر اساس چه منطق حقوقی و عقلایی می توان به صرف ظنین بودن به کسی او را بازداشت و احتمالا پس از رفع سوءظن او را از زندان آزاد کرد.

۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

دور جدید برخورد با معلمان

حسن صالح‌زاده دبیر ریاضی و از فعالین انجمن صنفی معلمان استان کردستان روز چهارشنبه بیست و چهارم تیرماه در پی مراجعه شخصی به اداره اطلاعات برای پیگیری دلایل بازرسی موسسه خصوصی ایشان و ضبط کامپیوتر و مدارک موجود در آنجا٬ بازداشت شده و بدون تفهیم اتهام و یا بازپرسی تحویل زندان سقز می‌‌شود. در پی فراهم شدن امکان تماس با خانواده٬ او از دلایل بازداشت خود اظهار بی‌اطلاعی کرده و از خانواده می‌خواهد وکیلی برای او اختیار کنند. 
   
     پس از گذشت یک هفته به او گفته می‌شود قرار آزادی او صادر شده و خانواده نیز از این موضوع مطلع می‌شوند. صبح شنبه سوم مرداد او با هم‌بندیهایش در زندان خداحافظی کرده و و لوازم شخصی و باقیمانده پول خود را هم به ایشان  می‌بخشد. در حیاط زندان اما به او دستبند زده و اعلام می‌کنند به درخواست اداره اطلاعات استان او به بازداشتگاه آن ادره در سنندج منتقل می‌شود.