۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه

میثاق کانون صنفی معلمان و چند نکته

          کانون صنفی معلمان ایران میثاق نامه‌ای را تهیه کرده و آن را برای مهدی کروبی و میر حسین موسوی ارسال کرده و از انها خواسته است در صورت موافقت با متن میثاق نامه آن را امضا کنند. ستاد مهدی کروبی پاسخ میثاق نامه را با امضای ایشان ارسال کرده است. ستاد میر حسین موسوی اما با این بهانه که ایشان در دسترس نیستند پاسخی را با امضای مسئول شاخه فرهنگیان ستاد به کانون صنفی معلمان ارسال کرده است.
  
           نوع واکنش دو ستاد فوق و متنی که هر ستاد در پاسخ به نامه کانون ارسال کرده‌اند تامل برانگیز است. برای من خواننده٬ پاسخ ستاد کروبی مقبول تر و در فردای پیروزی احتمالی مهدی کروبی قابل استنادتر است. به بیان دیگر می‌توان مطالبات طرح شده در میثاق نامه را فردای انتخابات به ایشان یاداوری کرد و تخطئی احتمالی ایشان را از تعهدی که برای خود ایجاد کرده‌اند به استناد پاسخ موجودشان  به چالش کشید. ذات کار سندیکایی چنین دستور کارهایی را اقتضا می‌کند. دستور کاری که جهت گیری و اولیتهای اساسی ما را فارغ از ملاحظات آنی مشخص می‌کند.
      
         پاسخ ستاد میر حسین موسوی اما با توجه به اینکه شان ایشان اقتضا نفرموده است که شخصا پاسخگوی یکی از بزرگترین تشکلهای صنفی ایران باشند٬ در درجه اول این امکان را برای ایشان فراهم می‌آورد که در فردای پیروزی احتمالی از زیر بار هر تعهدی شانه خالی کنند چرا که می‌توانند مدعی شوند موضوع امضا چنین میثاق نامه‌ای بدون اطلاع ایشان بوده است و در ثانی حق تحفظی که در پاسخ ارسال شده آمده است عملا چنان موضوع را کشدار می‌کند که می‌توان از ان هزار تفسیر نمود. لینک میثاق نامه و پاسخ‌های دو کاندیدا پیوست است.
http://www.moalleman1.com/?mode=ContinuedPost&id=492572

۱۳۸۸ خرداد ۳, یکشنبه

اخلاق در متن یا حاشیه؟

       می‌توان بر قله دانش نظری خویش نشست و نامهای بسیاری را که بزرگ می‌خوانیمشان ـ حتی نام خویش ـ را با لهیب خشمی ناگهان لکه دار کرد. می‌توان با نثری آشفته و پرخاشگر بر دیوار بزرگ منطق نظری استوار و بلاغت کلامی رشک انگیز خویش ترکی زشت ایجاد کرد و از بلندای جایگاه رفیع خویش به تصور باطل حقارت دیگری که ما را به پرسش و نقد نواخته است طعنه زد. می‌توان با توهم سحر کلام٬ رنج سی‌ ساله دیگری را به بهانه اشتباه او در ندانستن تفاوت میان عناوین به سخره گرفت و چنگال فقر عملی اخلاق خویش را به صورت بی‌ادعایی ادبی دیگری کشید....

        به راستی چه حکمتی است که مراد و فیلسوف روشنفکری دینی وطنی انگاه که خشمگین می‌شود و از نقد دیگری ناخوشنود، قلم دوست و همرا صدیق سالهای دهه شصت خویش و دشمن امروز خویش را اینک از کیهان امانت گرفته  منتقدان را چنین ادیبانه نوازش می دهند؟ به راستی چرا درخواست اینکه "بابت نقشی ( ولو به مدعای خودتان اندک) که در ستاد انقلاب فرهنگی داشته اید اینک که دیگرگونه می‌اندیشید و مدارا و تساهل و دمکراسی می‌جوئید باید پاسخگو باشید و عذر تقصیر بیاورید" چنان آشفته‌تان می‌کند که جز با قلم برادر شریعتمداری خشمتان فرو نمی‌نشیند؟ 

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

دو فیلم کوتاه از تجمع معلمان سقز / اردیبهشت 87

       در پیگیری اخبار تجمع معلمان در ایران اولین چیزی که مخاطب را شگفت‌زده می‌کند فقر آشکار اطلاعات تصویری مربوط به این تجمعات در فضای اینترنت است.

در واقع علی‌رغم حجم قابل قبولی از اصلاعات نوشتاری٬ فیلم و گزارشهای تصویری مربوط به تحرکات صنفی معمان در اینترنت بسیار کمیاب هستند. این خلاء تصویری البته بیش از هر چیز ناشی از اقدام خودسرانه ماموران امنیتی در ضبط دوربین و موبایل همکارانی است که از این مراسم تصویر برداری می‌کنند.

دو فیلم کوتاه از تجمع معلمان سقز در اردیبهشت ۱۳۸۷ (سال گذشته) در دسترس من است که با کمی تاخیر! در اینجا منتشر می‌کنم. امیدوارم انتشار این فیلم‌ها فتح بابی باشد برای انتشار سایر فیلم‌های مربوط به تجمعات معلمان که در اختیار همکاران است. برای دیدن فیلمها روی لینکهای زیر کلیک کنید.

تجمع معلمان سقز در اردیبهشت سال ۸۷ / بخش اول / سخنرانی

تجمع معلمان سقز در اردیبهشت سال ۸۷ / بخش دوم / قطعنامه

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۷, پنجشنبه

دو گزارش از تجمع معلمان در سنندج و سقز


     گزارشهای "شار نیوز" سایت خبری شهرستان سقز٬ از تجمع معلمان این شهرستان و "زانیاری" سایت انجمن صنفی معلمان استان کردستان از تجمع معلمان در سنندج  خواندنی است. به باور من مهمترین بخش این گزارش‌ها متن قطعنامه پایانی تجمع آنها است که به روشنی نشان می‌دهد خواسته معلمان در ایران آنگونه که بعضی تریبونهای خاص ادعا می‌کنند تنها معیشتی نیست و تلاش برای ارتقای سطح معیشت معلمان تنها یکی از خواسته‌های معلمان در ایران است.  علی‌رغم لینک به اصل هر دو گزارش٬ من با اجازه شارنیوز و سایت زانیاری عین گزارش آنان را اینجا بازنشر می‌کنم.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

گفتگو

تداوم منطقی هر بحثی تنها در پرتو حداقلی از توافق بر تعاریف اولیه (یا دست کم استدلال معرفتی برای بازسازی و باز تعریف همان مبانی٬ حسب مورد) و باور طرفین مباحثه به تکثر وجودی گوهر حقیقت و آمادگی عقلایی آنان برای تغییر احتمالی دیدگاه‌هایشان در پرتو این باور است. به بیان ساده‌تر٬ طرفین خود را واجد تمام حقیقت نمی‌دانند و آماده بازسازی باورها و داوریهای خود هستند.

در گفتگوی مکتوب میان من و آقای شیرزاد عبداللهی دو شرط مذکور حاصل نشده است و گفتگو در مدار باطلی گرفتار آمده است. نوشته‌ها و مدعاهای طرفین در معرض قضاوت مخاطبان است و خواننده از منظر خود و بی‌واسطه ما٬ قرائت خود را از آن به دست می‌دهد...

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

اشاره

        هر خواننده ای‌ که متن کامل یادداشتهای آقای عبداللهی را نخوانده باشد می‌تواند با رفتن به وبلاگ ایشان آنها را بخواند و من یا دیگری اساسا قادر به سانسور دیدگاه‌های ایشان نیستیم و نگرانی عبداللهی در این خصوص چندان موجه نیست.

در حقیقت وقتی متنی منتشره در اینترنت را نقد می‌کنیم آن متن به طور کامل در فضای اینترنت در معرض دید خواننده است و لذا این تصور که منتقد باید عین متن مورد نقد را باز نشر دهد تصور صحیحی نیست. اما در این مورد خاص٬ انتقاد از کوتاهی من در گذاشتن لینک یادداشت‌های مورد نقد انتقاد بجایی است و البته از این باور من ناشی شده بود که خواننده این وبلاگ حتما با وبلاگ آقای عبداللهی آشناست. در هر صورت من لینک یادداشتهای آقای عبداللهی را که در یادداشت نقد شده‌اند برای اطلاع خوانندگان اینجا می‌گذارم.

۱-شکست طیف تجاری- سیاسی کانون‌  ۲-چرا با اعتصاب معلمان مخالفم

نقد ژورنالیستی یا تسویه حساب شخصی؟


      با عجله نوشتن معمولا کار دست نویسنده می‌دهد. گاهی این عجله که با شوق بیان حقایق مهم و افشای رازهای بزرگ همراه است٬ چنان نویسنده را هیجان زده می‌کند که حاصل قلم در فردای این "تب هذیانی گرم" عرق سرد شرم بر پیشانی او می‌آورد. این فرازهایی از دو یادداشت جناب آقای شیرزاد عبداللهی معلم٬ روزنامه نگار و کارشناس مسائل آموزش و پرورش درباره کانون صنفی معلمان است:

تعداد مدارسی که  در سراسر کشور مطابق اطلاعیه کانون هر سه بند اعتصاب را اجرا کردند شاید به ده مدرسه نرسید..." این گروه برای ادامه بقای خود نیاز به فضای بحرانی دارند..."

" یکی از این آقایان با تاسف  گفته بود که ما انتظار برخورد سنگین امنیتی داشتیم..."


"این نگرانی وجود دارد که این گروه که با فراخوان اعتصاب نتوانست به هدف  خود که ورود دستگاه امنیتی و انتظامی به ماجرا و امنیتی کردن فضای آموزش وپرورش در آستانه انتخابات بود دست یابد، از فضای موجود سوء استفاده کرده و دامنه تحریکات خود را گسترش دهند..."