۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

چه زود دیر شد

 اوائل دهه شصت٬ دایی بزرگم به دلایل سیاسی بازداشت شده بود و پیگیریهای مادر و خاله هایم برای ملاقات او بی‌نتیجه مانده بود. آنها هر هفته از سقز عازم سنندج می‌شدند و پس از ساعتها سرگردانی مقابل زندان و بدون دریافت هیچ پاسخی به سقز برمی‌گشتند. مادرم٬ من و برادر کوچکم را چند بار در این سفر همراه خود برده بود و من هرگز نتوانستم خاطره تلخ ساعتها انتظار تلخ و پریشانی و گریه‌های مادرم  را از یاد ببرم. زندانبانها و ماموران هربار چیزی می‌گفتند و مادرم و خواهرانش را می‌آزردند٬ یکبار می‌گفتند زندانی با آن مشخصات ندارند و بار دیگر ازادی او را قریب الوقوع می‌دانستند. در مراجعه بعدی از صدور حکم اعدام او سخن می‌گفتند و گاهی هم مادرم را به تهران ارجاع می‌دادند.

فضای امنیتی سنگین٬ اعدام‌های پیاپی و شایعاتی که همیشه تلخ بودند خانواده ما را کاملا ناامید و فاجعه را خبر می کردند. اما با اعزام نماینده مرحوم آیت‌الله منتظری ورق برای خانواده ما و خانواده‌های بسیار دیگری برگشت. برای مدت کوتاهی که نماینده ایشان در دادگستری کردستان مستقر بود اجرای شتابزده احکام اعدام متوقف و بسیاری از پرونده‌ها بازبینی و احکام صادره تعدیل شد. حکم اعدام دایی‌ام لغو شد و چند سال بعد از زندان آزاد شد.
   

۱۳۸۸ آبان ۳۰, شنبه

شرایط بد روحی یک زندانی محکوم به اعدام

       بنا بر گزارش مرکز خبر رسانی سقز مصطفی سلیمی زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام دچار مشکلات روحی و روانی شده است. مصطفی سلیمی شهروند سقزی اوایل سال ۱۳۸۲ شمسی در شهر نهاوند استان همدان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و متعاقبا با حکم دادگاه انقلاب سقز به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. شرایط بد روحی این زندانی و عدم رسیدگی پزشکی موجب اعتراض همبندان این زندانی شده است که با بی اعتنایی مسئولان زندان مواجه شده است. گفتنی است او پیش از انتقال به زندان سقز مدتی را در زندان رجایی شهر کرج به سر برده بود. لازم به یاداوری است که هم اینک دست کم ۱۳ زندانی سیاسی کرد که در روند مبهم قضایی محکوم به اعدام شده اند در معرض خطر اجرای حکم هستند.

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

و اینک مرگ

احسان فتاحیان اعدام شد.

 

یک سکوت طولانی... شراره ای از خشم... فریاد انتقام... یا گریه ای تلخ...

دریغ که هیچ کدام از اینها او را بازنخواهد گرداند و دل داغدیده مادرش ...

۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه

آزادی جعفر ابراهیمی

        بنا بر گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر٬ جعفر ابراهیمی معلم ٬فعال صنفی و از اعضای مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران٬ شنبه شب 16 آبان ماه 1388 با قرار وثیقه صد میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

       جعفر ابراهیمی که به دلیل فعالیتهای حقوق بشری و تلاشهایش برای احقاق حقوق معلمان نزدیک به ۱۵۰ روز را در بازداشت به سر برد و از جمله ۶۸ روز از این مدت را در انفرادی گذراند در حالی با وثیقه سنگین یکصد میلیون تومانی از زندان رهایی می‌یابد که با تشدید ناراحتی دیسک کمر و آسیب دیدگی مهره‌های گردن ناشی از عدم رسیدگی پزشکی در زندان روبرو است. گفتنی است که پیش از این قاضی مربوطه طی دو مرحله وضعیت پزشکی ابراهیمی را از زندان جویا شده بود که با بی اعتنایی و عدم پاسخکویی مسئولان درمانگاه زندان اوبن مواجه شده بود.

      لازم به یاداوری است که هم اینک دست‌کم ۸ تن از معلمان به نامهای فرزاد کمانگر٬ رسول بداقی٬ هاشم خواستار٬محمد داوری٬ انور حسین‌پناهی٬ ارسلان اولیایی٬ عبدالله مومنی و ساسان بابایی در بازداشت به سر‌ می‌برند.

۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه

توهم گفتگو



     شیرزاد عبداللهی در یادداشت "کانون صنفی معلمان در بحران" تحلیل خود را درباره  کانون صنفی معلمان ارائه داده و  ضمن تشریح وضعیت فعلی به عوامل موثر در ایجاد این وضعیت نیز اشاره می‌کند. او ضمن انتقاد از عملکرد هیات مدیره کانون٬ جهت گیریها و عملکرد کانون را سیاسی و غیر صنفی برآورد کرده و در نهایت به نکوهش کسانی می‌پردازد که "از راه دور و در کمال امنیت و بی ترس از مجازات ، با تعریف های آنچنانی از معلم و وظایف کانون های صنفی و تزریق نظرات سیاسی و قومی خود و تحمیل بار اضافی بر دوش کانونی که برای دفاع از حقوق معلمان فارغ از سیاست تشکیل شده بود کانون را به راه سیاست و نهایتا انهدام کشاندند."  
   
      یادداشت آقای عبداللهی مطلب تازه‌ای ندارد و ایشان پیش از این نیز در وبلاگ خویش به تفصیل به این موارد پرداخته بودند. من پیش از این به سهم خود به تناقضات نظری و خطاهای روشی موجود در یادداشتهای ایشان اشاره کرده‌ام٬ خطاهایی که نادیده گرفتن آنها در مقدمات به نتایج دلخواهی ختم می‌شود که نویسنده و مخاطب را دچار اشتباه می‌کند. ایشان همانطور که خودشان هم اذعان کرده‌اند گاهی از سر عجله و ذوق و بدون دقت کافی می‌نویسند و بدون ویرایش مطالب نوشته شده را منتشر می‌کنند. من برای آخرین بار چند نکته را یادآوری می‌کنم.

۱۳۸۸ آبان ۱, جمعه

چراغ امید

   رسول بداقی پیش از این نوشته بود چراغ امید چراغی همیشه فروزان است که با آن می توان چراغ صلح و عشق و ایمان را نیز افروخت. اینک نیز آنطور که همسرش خبر می دهد همچنان امیدوار و با روحیه بر رنجی که زندان به ناحق بر او تحمیل می کند غلبه کرده است.

       محمد رضا رضایی گرگانی نیز پس از تحمل دو هفته بازداشت بدون دلیل آزاد شد. تداوم بازداشت او علی رغم ازادی سایر دوستانی که همزمان و همراه با ایشان بازداشت شده بودند احتمالا برای اطمینان بیشتر مقاماتی بوده است که از استعفای ایشان علی رغم اعلام رسمی ان مطمئن نبودند. به هر حال اکنون باید به آقایان مسئول امنیت تبریک گفت چون با اطمینان از استعفای رضایی و خاموش شدن موقتی یکی از صداهای آنلاین کانون صنفی معلمان، امنیت کامل برقرار و خیال آقایان راحت شده است. 

۱۳۸۸ مهر ۱۷, جمعه

کانون صنفی معلمان در بحران

شیرزاد عبداللهی 



       شیرزاد عبداللهی معلم٬ روزنامه‌ نگار و کارشناس مسائل آموزش و پرورش یادداشت زیر را در واکنش به یادداشت اخیر من با عنوان "پرده دوم٬ کانون صنفی معلمان" نوشته است. با توجه به اینکه وبلاگ شخصی عبداللهی هک شده است٬ ایشان از من خواسته است یادداشت‌شان را اینجا منتشر کنم. 

     آقای شاهد علوی در این یادداشت زیبای خبری – تحلیلی این پست، تنها نیمه ای از واقعیت را بازتاب داده است و نیمه دیگری را پنهان کرده است. احتمالا به این دلیل که با تصورات و برداشت های ذهنی او تطابق ندارد. گور پدر واقعیت ! 
لابد با خواندن این کامنت و تحقیق پیرامون صحت و سقم آن آقای شاهد هم خبر رسانی می کند و هم تحلیل خودش را ارائه می دهد. اگر صلاح بداند نقش تهییجی و تحریکی خودش را هم در این ماجرا توضیح می دهد.
 
درست همان روزی که آقای علوی این یادداشت را نوشته است اعضای هیات مدیره کانون که روز قبل بازداشت شده بودند آزاد شده بودند! چند نفری بعد از دو سه ساعت و بقیه بعد از کمتر از 24 ساعت. بنده به سهم خود خبر دستگیری و بعدا آزادی این دوستان را به رسانه های بین المللی دادم و علاوه بر آن مخالفت خود را با بازداشت معلمان اعلام کردم.شاید آقای علوی برای گرم نگهداشتن تنور صلاح ندیده که همه واقعیت را بیان کند.

۱۳۸۸ مهر ۱۵, چهارشنبه

پرده دوم، کانون صنفی معلمان ایران

        بنا بر خبر منتشر شده در سایت کانون صنفی معلمان ایران عصر سه‌شنبه ۱۴ مهرماه  ۱۲ نفر از اعضای هیات مدیره و فعالان این کانون بازداشت شدند. 
       
ماموران امنیتی با یورش به منزل علی اکبر باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان٬ علیرضا جوادی، علی‌اکبر باغانی، محمود بهشتی لنگرودی، محمود دهقان آزاد، اسماعیل عبدی، مهدی بهلولی، محمد‌رضا نیک نژاد، خاتون بادپر، مجتبی قریشیان، عباس معارفی، محمد نوری و جوادپور را که در جلسه هفتگی کانون حضور داشتند بازداشت کرده و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
    
       گفتنی است رسول بداقی یکی دیگر از اعضای هیات مدیره کانون صنفی نیز ۱۱ شهریور بازداشت شده بود. کانون صنفی معلمان ایران چند روز پیش و به مناسبت روز جهانی معلم بیانیه‌ای صادر کرده و ضمن ارائه تحلیلی از آموزش و پرورش نوین و مناسبت این روز خواهان آزادی بی‌قید و شرط معلمان زندانی٬ مختومه شدن پرونده‌های قضایی فعالان صنفی و رفع محدودیت از فعالیت نهادهای جامعه مدنی شده بود.

۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

پائیز و یاد یاران دربند

      تجربه پائیز همچون فصل آموختن، با هم بودن، تجدید دیدار کردن و یا آشنائیهای تازه، تجربه منحصر به فرد شغل معلمی است. نظام آموزشی ایران علی‌رغم تمام ضعفهای ساختاری آن، برای آنانی که از تکرار و سکون بیزارند امکان مطلوبی است. امکان تغییر محل خدمت (مدرسه محل تدریس) و تغییر هر ساله مخاطبان و همکاران یکی از جذبه‌های آموزش معلمی برای من بوده است. من این شانس را هم داشته ام که در پیگیری تحصیلاتم شهرهای محل خدمتم را هم چند بار تفییر دهم و از جذبه تنوع و تغییر در این فضا بیشتر بهره ببرم و با معلمانی با پس زمینه های متفاوت فرهنگی همکار شده و دوستان ارزشمندی هم پیدا کنم.

    
من اکنون دومین پائیز دور از مدرسه زندگیم را پس از 29 سال تجربه پائیز همچون فصل مدرسه و کلاس (دوران دانش آموزی و معلمی) تجربه می‌کنم. اما آنچه تجربه پائیز امسال را برای من دیگرگونه و تلخ می‌کند نه نوستالوژیای شخصی که تداوم ستمی است که بر دوستان و همکاران معلم در بندم می‌رود. پائیز امسال را دوستان معلم زندانی چگونه تجربه می‌کنند؟ دور از کلاس و درس و دانش آموز و اسیر جهالتی که بیش از همه پرسشگری و روشنگری ایشان را تاب نیاورده است. زندانهای کوچک جسم ایشان را دربند کرده است با با روح بزرگشان چه می‌کنند؟ با دانش آموزانی که پرورده‌اند چه می‌کنند؟ مگر می‌توانند رویاهایشان و خاطراتمان را که بی هراس بند و بی تجربه حصار به هم در می‌امیزند را هم دربند کنند؟

۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه

وبلاگ شیرزاد عبداللهی

        وبلاگ شیرزاد عبداللهی از دسترس خارج شده است االبته معلوم نیست این وبلاگ هک شده یا مستقیما توسط بلاگفا مسدود شده است . محدودیتهایی که هر از چند گاهی و در بزنگاه‌های حساس٬سایت بلاگفا برای کاربران ایجاد می‌کند عمدتا موقتی است اما در این مورد خاص متاسفانه سایت به طور کامل از دسترس عبداللهی خارج شده و به نظر می‌رسد آرشیو سایت هم که واجد یادداشتهای جدی و خواندنی درباره مسائل آموزش و پرورش بود از دست رفته است.

    
همراهی بلاگفا (اختیاری یا ناگزیر؟) با سیاستهای امنیتی جمهوری اسلامی در روزهای حساس و اعمال محدویت عمومی بر وبلاگهای میهمان از سویی و ضعفهای امنیتی آشکار این سیستم از سوی دیگر در نهایت کاربران جدی بلاگفا را متضرر می‌کند. اما دائمی کردن این محدودیتها همچون این مورد خاص نگران کننده و زنگ خطری جدی برای سایر وبلاگ نویسان منتقدی است که میزبان آنها بلاگفا می‌باشد٬ اما اشاره من به این مشکل در این یادداشت تنها بهانه‌ای است برای نگاهی کوتاه به وبلاگ "یادداشتهای شیرزاد عبداللهی"

 یادداشتهای منتشره در وبلاگ "یادداشتهای شیرزاد عبداللهی" را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

مرتضوی؛ یک نام یا یک رویه؟


        تابستان سال 1382 بود. با حکم قاضی مرتضوی دادستان تهران، محمود بهشتی لنگرودی و علی اصغر ذاتی دبیرکل و بازرس وقت کانون صنفی معلمان ایران بازداشت شده بودند. دبیرخانه شورای هماهنگی، کانونهای عضو را برای تشکیل جلسه اضطراری به تهران فراخواند. ادرات اطلاعات استانها مسئولین کانونهای صنفی معلمان را احضار و به انها درباه عواقب حضور در این جلسه هشدار می دادند. انها اتهام همکاران در بند ما را اقدام علیه امنیت ملی، جاسوسی و همکاری با منافقین ذکرمی کردند و ما را انذار می کردند که از متهمانی چنین خطرناک! حمایت نکنیم.
      
      تهدیدها کارساز نشد و جلسه شورای هماهنگی در تهران تشکیل و تصمیم بر این شد تا نمایندگان کانونهای صنفی معلمان  به حالت اعتراض مقابل مجلس اجتماع کنند و خواهان ازادی یاران در بند شوند. از مجلسیان جز اینکه وقت ملاقاتی از قاضی مرتضوی بگیرند ظاهرا کار دیگری ساخته نبود. قرار بر این شد که فردای آن روز راس ساعت 8 صبح نمایندگان شورای هماهنگی با دادستان دیدار کنند .

نامه سرگشاده کانون صنفی معلمان به ریاست قوه قضاییه


به نام خداوند جان و خرد

رياست محترم قوه قضاييه ، حضرت آيت اله لاريجاني

با سلام

         همانگونه كه مستحضر هستيد،  فرهنگيان ايران به عنوان مورد وثوق ترين قشر جامعه ، طي سال هاي گذشته ، به دليل اعتراض مسالمت آميز نسبت به عدم اجراي قانون مديريت كشوري ، ستم هاي فراواني را متحمل شده اند. برخورد هاي خشن با اين قشر فرهيخته ، با ضرب و شتم در انظار عمومي آغاز و با صدور احكام سنگيني همچون انفصال از خدمت ، اخراج، تبعيد، زندان و حتي حكم ننگين شلاق براي فعالان صنفي تهران و شهرستان ها ، به ويژه اعضاي شوراي هماهنگي تشكل هاي صنفي سراسر كشور، ادامه يافت و پرونده هاي فراواني در ارتباط با اعضاي اين جمعيت مظلوم ، در دادگاهها و دادسراها ، گشوده شد و همچنان مفتوح است ، به طوري كه برخي از فعالان اين عرصه ، هم اكنون نيز دوران سخت زندان و يا تبعيد را سپري مي نمايند.

۱۳۸۸ شهریور ۱۱, چهارشنبه

پرده اول، رسول بداقی

          بنا بر اعلام سایت کانون صنفی معلمان ایران رسول بداقی عضو هیت مدیره کانون صنفی معلمان ایران و مسئول شاخه معلمی "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" با هجوم ماموران لباس شخصی به خانه ایشان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
  
         بداقی که از چهره های موثر  کانون صنفی معلمان و مدیر یکی از سایتهای وابسته به کانون نیز می باشد پیش از این در اوج اعتصابات معلمی بازداشت شده و مدتی را در اوین گذرانده بود. بازداشت او در این روزهای سخت که فاجعه از هر طرف آوار می شود و هر آن منتظر شنیدن خبرهای تلخ هستیم٬ نگرانی خانواده و دوستان او را در ارتباط با سلامت و امنیت او دوچندان کرده  است.

     طبیعتا با توجه به فعالیتهای روشن و قانونی بداقی در حوزه عمومی و کنشگری مدنی و اساسا غیر سیاسی - غیر معطوف به قدرت سیاسی- او٬ بازداشت ایشان ناموجه بوده و جز تحمیل استرس و آزار به خانوده بزرگوار ایشان و اعمال فشارهای غیر قانونی برای اخذ اعترافات بی پایه و زهر چشم گرفتن از جامعه معلمی در آستانه گشایش مدارس در سال جدید تحصیلی٬ معنای دیگری ندارد. 
      
       طلب آزادی بی قید و شرط این معلم دلسوز و پرتلاش توسط جامعه معلمی و اتخاذ موضع سریع و قاطع از طرف کانونهای صنفی در خصوص بازداشت خودسرانه ایشان٬ پایانی زود هنگام خواهد بر شروع شوم سناریویی که کودتاچیان برای جامعه معلمی و فعالان صنفی طراحی کرده اند. 

۱۳۸۸ مرداد ۲۱, چهارشنبه

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران / تیرماه 88


به نام خداوند جان و خرد

       برگی دیگر از تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین درپیش چشمان حیرت زده و نگران ملت ایران ورق خورد . برگی که می توانست یکی از زیباترین تصویرها را درآلبوم خاطرات تاریخی این ملت ثبت نماید. اما صد افسوس که  ذهن کند آزمندان قدرت این بار نیز نتوانست خود را با نیاز زمانه همراه و هماهنگ کند.

      ملت و به ویژه معلمان ایران آگاهند که به دنبال اوضاع نابسامانی که دولت نهم درتمامی زمینه ها درکشور ایجاد نمود قراری نانوشته اما عزمی راسخ درمیان بخش گسترده ای از مردم برای تغییر شرایط موجود شکل گرفت تا با استفاده از مطلوب ترین روش ممکن یعنی صندوق های رای و با انتخاب یکی از معدود کاندیداهای مورد تایید حکومت تغییراتی ولو اندک درجامعه ایجاد کنند. اما دریغا که مطلق گرایان مدعی دین و عدالت سازو کارهای رسمی نظام حکومتی خودرا نیز برنمی تابند و هنگامی که اراده ملت را خلاف خواسته های تنگ نظرانه خود می یابند عهد می شکنند؛ درامانت خیانت می کنند و مزورانه فریاد حمایت از دین و قانون سر می دهند.

۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

آزادی معلم بازداشتی و چند پرسش


     در گردابی از اخبار تلخ شنیدن خبری خوب امیدوار کننده است. حسن صالح زاده معلم بازداشتی آزاد شد. آزادی صالح زاده پس از بیست روز بازداشت بی‌دلیل٬ خوشحال کننده است چرا که تجربه نشان داده است این بازداشت بی‌دلیل می توانست بسیار بیش از این به طول بینجامد. تجربه تلخ فرزاد کمانگر هنوز پیش‌ روی ماست و البته نه تنها فرزاد که تنها از جمع معلمان انور حسین پناهی٬ ارسلان اولیایی و جعفر ابراهیمی در وضعیت مشابهی به سر می‌برند و عملا مدتها است که بی‌گناه و بی‌پناه در زندان مانده‌اند.
   
      اما جدا از امیدواری و انتظار٬ یک سوال اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است: منطق حاکم بر کارکرد سیستم امنیتی و قضایی ما چیست؟ بر اساس چه منطق حقوقی و عقلایی می توان به صرف ظنین بودن به کسی او را بازداشت و احتمالا پس از رفع سوءظن او را از زندان آزاد کرد.

۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

دور جدید برخورد با معلمان

حسن صالح‌زاده دبیر ریاضی و از فعالین انجمن صنفی معلمان استان کردستان روز چهارشنبه بیست و چهارم تیرماه در پی مراجعه شخصی به اداره اطلاعات برای پیگیری دلایل بازرسی موسسه خصوصی ایشان و ضبط کامپیوتر و مدارک موجود در آنجا٬ بازداشت شده و بدون تفهیم اتهام و یا بازپرسی تحویل زندان سقز می‌‌شود. در پی فراهم شدن امکان تماس با خانواده٬ او از دلایل بازداشت خود اظهار بی‌اطلاعی کرده و از خانواده می‌خواهد وکیلی برای او اختیار کنند. 
   
     پس از گذشت یک هفته به او گفته می‌شود قرار آزادی او صادر شده و خانواده نیز از این موضوع مطلع می‌شوند. صبح شنبه سوم مرداد او با هم‌بندیهایش در زندان خداحافظی کرده و و لوازم شخصی و باقیمانده پول خود را هم به ایشان  می‌بخشد. در حیاط زندان اما به او دستبند زده و اعلام می‌کنند به درخواست اداره اطلاعات استان او به بازداشتگاه آن ادره در سنندج منتقل می‌شود. 
  

۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

حافظه تاریخی ما

        روایت نقض قانون و بی اعتنایی به حقوق مردم روایتی تکراری ٬ کهنه و دل آزار است. تحدید آزادیهای عمومی٬ به گلوله بستن مخالفین و معترضین٬ بازداشتهای خودسرانه٬ شکنجه و آزار زندانیان٬ عدم رعایت موازین دادرسی عادلانه و صدور احکام نامتناسب خاص این روزها نیست.
    
 نطق رفتاری و روند سیاست گذاری و حکومت داری  جمهوری اسلامی را نمی توان جدا از تاریخ طولانی استبداد در این مملکت تحلیل کرد هرچند در تحلیل رویدادهای تلخ این روزها آنچه بیش از هر چیز رخ می نماید فراموشی دیروز و بدیع دیدن امروز است. تمام آنچه امروز دستور کار قدرت مستقر است تداوم سیاستی است که سالهاست پیرو می شود. تمام فاکتورهای بالا که با شدت و ضعف کمتر و بیشتر قبل از انقلاب ۵۷ هم دیده می شد پس از انقلاب هم همچون سیاست مطلوب انقلابیون اعمال شده است.

      می توان بر این باور بود که بسیاری از آنانی که در سالیان قبل آمر یا کارگزار ان سیاستهای ضد حقوق بشری بوده اند و اینک خود گرفتار این سیاستها هستند و حقوق اولیه شان توسط دوستان سابق و کارگزاران فعلی به بدترین شکلی پایمال می شود٬ به اشتباه بودن باورهایشان پی برده اند و آنچه درباره کرامت حقوق انسانی و آزادیهای دمکراتیک می گویند صادقانه و باورهای راستین انهاست. اما ایا واقعا می توان بدون نقد گذشته و مشخص کردن نسبت تاریخی خود با ان گذشته چهره جدیدی از خود به نمایش گذاشت؟ نسبت بین رفتارهای یک فرد یا جریان در حوزه اجتماعی در دو برهه تاریخی یا تدوام و تکامل تدریجی است یا تنافر و تناقض. طبیعتا نمی توان تمایلات و علایق دمکراتیک را تداوم یا حاصل روند تدریجی تکامل علایق ضد دمکراتیک دانست. 

      به راستی چگونه می توان بدون نقد دیروز خویش کارگزار امنیتی٬ نظامی یا سیاسی حاکمیت در دهه ۶۰ را در چهره نماینده تمایلات و تغییرات دمکراتیک امروز دید و باور کرد؟ آنچه امروز ما شاهد ان هستیم چیزی جز بازتولید رفتارها و کنش های ضد دمکراتیک حاکم و غالب در دهه ۶۰ نیست. جز از رهگذر نقد بنیادی آنچه ارمانهای انقلاب و جریان خط امامی حاکم در دهه ۶۰ خوانده می شود نمی توان به نقد واقع بینانه ای از آنچه امروز می گذرد دست یافت.

     نقد دیروز دوستان امروزمان تلاشی برای نفی و طرد ایشان در این روزهای دشوار زندان و آزار نیست این نقد تنها گامی برای رسوا کردن سیاستها و شرمسار کردن سیاست گذارانی است که ادامه دیروز را وامدار ضعف حافظه تاریخی امروز ما هستند.

۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

بیانیه انجمن صنفی معلمان استان کردستان


به نام خداوند جان و خرد
    مردم آگاه و آزاده
     آنگونه که خبر دارید ،در روز ۲۳/4/88 یکی از فعالین انجمن صنفی کردستان در شهرستان سقز به نام آقای حسن صالح زاده که از دبیران مسئول و خوشنام ریاضی در شهرستان سقز هستند،توسط نیروهای امنیتی بازداشت می شوند.و تاکنون در بازداشت بسر می برند.این در حالیست که هنوز خانواده ی ایشان از علت بازداشت وی بی اطلاع هستند.لازم است که به اطلاع عموم رسانده شود که حسن صالح زاده از فعالین انجمن صنفی معلمان کردستان می باشد وجز تلاش برای بهبود آموزش و ارتقاء معیشت معلمان بزه ای مرتکب نشده اند.انجمن صنفی معلمان کردستان ضمن ابراز نگرانی عمیق خود از بازداشت این معلم دلسوز از مقامات استان می خواهد ایشان را فوری و بدون قید و شرط آزاد نمایند.

همکاران فرهیخته ی سراسر کشور
    انجمن صنفی معلمان کردستان از شما می خواهد برای رهاندن خانواده ی ایشان از نگرانی و اضطراب با معلمان کردستان هم صدا شوید.
                                                  انجمن صنفی معلمان کردستان

تداوم بازداشت حسن صالح زاده


بنا به گزارش وبلاگ خبری انجمن صنفی معلمان استان کردستان٬ "حسن صالح‌زاده" دبیر ریاضی شهرستان سقز و از فعالین صنفی معلمان استان کردستان که چند روز پیش بازداشت شد تماس تلفنی کوتاهی از زندان مرکزی سقز با خانواده ی خود داشته است . او در طی این تماس از خانواده خواسته است وکیلی برای او اختیار کنند.
     لازم به ذکر است هنوز مشخص نیست حسن صالح زاده به چه اتهامی بازداشت شده است. با توجه به فعالیتهای صالح زاده در حوزه صنفی این نگرانی وجود دارد که بازداشت ایشان آغازی برای دور دیگری از تشدید برخوردهای امنیتی با فعالین صنفی در کردستان باشد.

۱۳۸۸ تیر ۲۷, شنبه

بازداشت یک معلم


حسن صالح زاده از فعالین انجمن صنفی معلمان کردستان در شهرستان سقز بازداشت شد. روز سه شنبه 23/4/88 مأموران امنیتی با مراجعه به آموزشگاه خصوصی متعلق به ایشان به تفتیش وجستجو می پردازند. از آنجا که صالح زاده برای پی گیری امور درمانی به یکی از شهرستانهای اطراف رفته بود موفق به بازداشت او نمی شوند. روز چهارشنبه  حسن صالح زاده با مراجعه به حراست آ.پ سقز علت بازرسی را جویا می شود اما انها ضمن اظهار بی اطلاعی از ایشان می خواهند که برای پیگیری موضوع به ستاد خبری اداره طلاعات مراجعه کند . پس از مراجعه صالح زاده به ستاد خبری ایشان بازداشت می شوند. لازم به ذکر است تا کنون دلیل بازداشت ایشان مشخص نشده است .به همسر ایشان اطلاع داده شده است که اکنون صالح زاده در زندان مرکزی بسر می برد .آقای حسن صالح زاده از دبیران موفق و خوشنام ریاضی شهرستان سقز می باشد.

۱۳۸۸ تیر ۵, جمعه

ما و جاده بی انتهای دمکراسی

       هر روز ساعتها خبر و تحلیل می‌خوانم و هر روز سرخورده‌تر  از روز قبل٬ می کوشم به فردایی که باید بهتر باشد امیدوار بمانم. روز انتخابات با این فرض که موسوی برنده انتخابات خواهد بود مطلبی نوشتم اما قبل از ادیت نهایی و انتشار یادداشتم٬ ورق برگشت و سقط جنین صندوق انتخابات باعث تولد دوباره نوزاد نارس شد. پیامد این فاجعه که اعتراضات مسالمت آمیز مردم و سرکوب خونین آنان توسط نامردمانی بود که اعتراض مردم را ناسپاسی نابخشودنی و کفران نعمت "ولایت مهر و عدل" خویش می‌دانند٬ چهره واقعی گزاره "مهرورزی با بندگان خدا را " آشکار کرد.
  
     ظاهرا کشتن دیگران برای کسانی که "مرگ کسب و کار ایشان است" بسیار آسان است٬ سهل و ساده همچون کشتن شبانه ۵ دانشجوی بی‌دفاع در کوی دانشگاه تهران با قمه و تفنگ و ساطور٬ شجاعانه و کامیاب همچون گشودن آتش از پشت بام یک ساختمان بر مردمی که  "شعار"  می‌دهند و گلوله دریافت می‌کنند٬ و بی‌شرمانه و رذیلانه همچون کشتن "ندا"٬ "شلیر"٬ "حسین"٬ "کیانوش" و بسیاری دیگر در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران است. 
    
    سیاست خشونت عریان و سرکوب معترضان به هر شیوه ممکن٬ ظاهرا موفق نشان داده است و از حجم و شدت اعتراضات مردمی کاسته شده است. ده‌ها و به روایتی بیش از یکصد شهید٬ صدها مجروح و هزاران نفر بازداشت شده و روان زخم خورده ملتی که بیش از یکصد سال است جاده دمکراسی را افتان و خیزان می‌پیماید و همچنان در راه است٬ محصول اعمال قدرت نامحدود و سیاست غیر پاسخگو است. قدرتی که انتقاد از آن ناموجه و مستوجب کیفر باشد و حدود آن مقدس فرض شود خود را محق به اعمال هرگونه سیاستی می‌داند و هرگونه مخالفتی را با مشت آهنین پاسخ خواهد داد.
      
      همه ما کم و بیش و برخی از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبی (اکنون قربانی و در معرض خطر)٬ بیش و بیشتر در ایجاد فضای کنونی سهیم هستیم. سکوت در برابر اعمال غیر قانونی "قدرت" و سرکوب "دیگری" و البته گاهی مشارکت خاموش و یا آشکار در آن اعمال٬ در هر مقطعی از تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی٬ به تدریج صاحبان قدرت مطلقه و مقدس را به این نقطه ناگزیر می‌رساند که دایره خودیها را روز به روز تنگتر کرده و در نهایت قواعد نیم‌بند بازی شبه دمکراتیک خویش را نیز نقض کرده و خودیها را نیز برنتابیده و حذف کند.  
  
    اکنون ما هستیم و حکومتی با خشونت عریان شده و دولتی فاقد مشروعیت که سودای قدرت دائمی دارد و الگوی "رئیس جمهور دوست و برادر هوگو چاوز" را برای حل معضل ریاست جمهوری در دوره سوم در اختیار دارد. چه خواهیم کرد با این پیچ تند در این جاده یکصد ساله دمکراسی؟ کی این مسافر به مقصد خواهد رسید و این بار به زمین خواهد نشست؟ این خونهای به ناحق ریخته شده کی دامن‌گیر خواهد شد؟
  
       بهاره از من دعوت کرده است که درباره دلایل عدم مشارکت مردم کرد و کردستان در اعتراضات اخیر بنویسم. خود او البته اشاره‌ای اجمالی به تحلیلهای ارائه شده در این باره کرده است. این یادداشت هم در واقع باید به موضوع فوق می‌پرداخت اما ورود به زاویه‌ای از بحث٬ پرداختن به زاویه دیگر را به حاشیه راند. هر چند در این مورد خاص حاشیه و متن هر دو واجد تاثیرات ایجابی (مشارکت در مرکز) و سلبی ( عدم مشارکت در حاشیه) بسیار مهمی هستند. به باور من عدم مشارکت مردم کرد در تحرکات اعتراضی اخیر متاثر از دلایل سیاسی٬ تاریخی و امنیتی چندی است. من می‌کوشم صورت‌بندی مناسبی از این دلایل در یاداشت بعدی ارائه دهم.


۱۳۸۸ خرداد ۲۲, جمعه

خیانت به امید

اگر تمام آن شور و هیجان و اجتماعات خیابانی در زمان تبلیغات انتخاباتی در ایران واقعا روی داده باشد٬ نتیجه اعلام شده انتخابات تنها به یکی شوخی زشت یا یک دروغ ناشایست می‌ماند. اکنون وقت ان است که کروبی و موسوی برای صیانت از ارای مردم انگونه که مدعی ان بودند موضع گیری عملی و جدی داشته باشند. برخی خبرها حکایت از بروز ناامنی در قسمتهایی از شهر تهران می کند. قاطعیت کروبی و موسوی در این مقطع می تواند هم دروغ بزرگ را رسوا کند و هم مانع فدا شدن آزادی و حتی جان شهروندانی شود که تحریف نتایج آرایشان را برنمی‌تابند.

      موضع صریح دو کاندیدای اصلاح طلب اگر معطوف به ریشه مشکل و طلب پاسخ از رهبر باشد رهبر را وادار به واکنش اشکار می‌کند٬ واکنشی که تکلیف مردم٬ انتخابات و آینده نظام سیاسی ایران را مشخص می کند. این طلب پاسخ و تحویل مسئولیت باید متوجه شخص رهبر باشد چون بدون چراغ سبز ایشان چنین نتیجه‌ای از این صندوق‌ها بیرون نمی‌آمد. کوتاهی و مسامحه گری کروبی و موسوی در این باره و در این مقطع٬ نه تنها خیانت به ارا مردم  که خیانت به امید و آینده مردم است.    

۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه

بیانیه انجمن صنفی معلمان استان کردستان



بیانیه ی انجمن صنفی استان کردستان
 به نام خداوند جان و خرد


همکاران آگاه وفرهیخته
     
     همان گونه که اطلاع دارید در طی روزهای اخیر با حاد تر شدن رقابت بین جناح های مختلف برای انتخاب کاندیدای مورد نظر شان ،هماره این سئوال به نظر می آید که کدام یک از آنها می تواند انتخاب بهتر باشند؟ و تشکل های مستقل اجتماعی دارای چه مو ضعی در قبال انتخابات هستند؟آن گونه که پیداست گروه های مختلف سعی وافر دارند که با همراه کردن به زور تشکل های مستقل اجتماعی عقبه ی بیشتری را برای آرای خود جور کنند.با توجه به این که آموزش و پرورش به لحاظ کثرت می تواند کاندیدایی را به قدرت برساند ،همیشه مورد توجه جناح ها بوده است. اما بعد از انتخابات به دست فراموشی سپرده می شود.مدت زیادی است که کانون تهران با کاندیداهای مختف جلساتی را برگزار نموده است.

۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه

میثاق کانون صنفی معلمان و چند نکته

          کانون صنفی معلمان ایران میثاق نامه‌ای را تهیه کرده و آن را برای مهدی کروبی و میر حسین موسوی ارسال کرده و از انها خواسته است در صورت موافقت با متن میثاق نامه آن را امضا کنند. ستاد مهدی کروبی پاسخ میثاق نامه را با امضای ایشان ارسال کرده است. ستاد میر حسین موسوی اما با این بهانه که ایشان در دسترس نیستند پاسخی را با امضای مسئول شاخه فرهنگیان ستاد به کانون صنفی معلمان ارسال کرده است.
  
           نوع واکنش دو ستاد فوق و متنی که هر ستاد در پاسخ به نامه کانون ارسال کرده‌اند تامل برانگیز است. برای من خواننده٬ پاسخ ستاد کروبی مقبول تر و در فردای پیروزی احتمالی مهدی کروبی قابل استنادتر است. به بیان دیگر می‌توان مطالبات طرح شده در میثاق نامه را فردای انتخابات به ایشان یاداوری کرد و تخطئی احتمالی ایشان را از تعهدی که برای خود ایجاد کرده‌اند به استناد پاسخ موجودشان  به چالش کشید. ذات کار سندیکایی چنین دستور کارهایی را اقتضا می‌کند. دستور کاری که جهت گیری و اولیتهای اساسی ما را فارغ از ملاحظات آنی مشخص می‌کند.
      
         پاسخ ستاد میر حسین موسوی اما با توجه به اینکه شان ایشان اقتضا نفرموده است که شخصا پاسخگوی یکی از بزرگترین تشکلهای صنفی ایران باشند٬ در درجه اول این امکان را برای ایشان فراهم می‌آورد که در فردای پیروزی احتمالی از زیر بار هر تعهدی شانه خالی کنند چرا که می‌توانند مدعی شوند موضوع امضا چنین میثاق نامه‌ای بدون اطلاع ایشان بوده است و در ثانی حق تحفظی که در پاسخ ارسال شده آمده است عملا چنان موضوع را کشدار می‌کند که می‌توان از ان هزار تفسیر نمود. لینک میثاق نامه و پاسخ‌های دو کاندیدا پیوست است.
http://www.moalleman1.com/?mode=ContinuedPost&id=492572

۱۳۸۸ خرداد ۳, یکشنبه

اخلاق در متن یا حاشیه؟

       می‌توان بر قله دانش نظری خویش نشست و نامهای بسیاری را که بزرگ می‌خوانیمشان ـ حتی نام خویش ـ را با لهیب خشمی ناگهان لکه دار کرد. می‌توان با نثری آشفته و پرخاشگر بر دیوار بزرگ منطق نظری استوار و بلاغت کلامی رشک انگیز خویش ترکی زشت ایجاد کرد و از بلندای جایگاه رفیع خویش به تصور باطل حقارت دیگری که ما را به پرسش و نقد نواخته است طعنه زد. می‌توان با توهم سحر کلام٬ رنج سی‌ ساله دیگری را به بهانه اشتباه او در ندانستن تفاوت میان عناوین به سخره گرفت و چنگال فقر عملی اخلاق خویش را به صورت بی‌ادعایی ادبی دیگری کشید....

        به راستی چه حکمتی است که مراد و فیلسوف روشنفکری دینی وطنی انگاه که خشمگین می‌شود و از نقد دیگری ناخوشنود، قلم دوست و همرا صدیق سالهای دهه شصت خویش و دشمن امروز خویش را اینک از کیهان امانت گرفته  منتقدان را چنین ادیبانه نوازش می دهند؟ به راستی چرا درخواست اینکه "بابت نقشی ( ولو به مدعای خودتان اندک) که در ستاد انقلاب فرهنگی داشته اید اینک که دیگرگونه می‌اندیشید و مدارا و تساهل و دمکراسی می‌جوئید باید پاسخگو باشید و عذر تقصیر بیاورید" چنان آشفته‌تان می‌کند که جز با قلم برادر شریعتمداری خشمتان فرو نمی‌نشیند؟ 

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

دو فیلم کوتاه از تجمع معلمان سقز / اردیبهشت 87

       در پیگیری اخبار تجمع معلمان در ایران اولین چیزی که مخاطب را شگفت‌زده می‌کند فقر آشکار اطلاعات تصویری مربوط به این تجمعات در فضای اینترنت است.

در واقع علی‌رغم حجم قابل قبولی از اصلاعات نوشتاری٬ فیلم و گزارشهای تصویری مربوط به تحرکات صنفی معمان در اینترنت بسیار کمیاب هستند. این خلاء تصویری البته بیش از هر چیز ناشی از اقدام خودسرانه ماموران امنیتی در ضبط دوربین و موبایل همکارانی است که از این مراسم تصویر برداری می‌کنند.

دو فیلم کوتاه از تجمع معلمان سقز در اردیبهشت ۱۳۸۷ (سال گذشته) در دسترس من است که با کمی تاخیر! در اینجا منتشر می‌کنم. امیدوارم انتشار این فیلم‌ها فتح بابی باشد برای انتشار سایر فیلم‌های مربوط به تجمعات معلمان که در اختیار همکاران است. برای دیدن فیلمها روی لینکهای زیر کلیک کنید.

تجمع معلمان سقز در اردیبهشت سال ۸۷ / بخش اول / سخنرانی

تجمع معلمان سقز در اردیبهشت سال ۸۷ / بخش دوم / قطعنامه

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۷, پنجشنبه

دو گزارش از تجمع معلمان در سنندج و سقز


     گزارشهای "شار نیوز" سایت خبری شهرستان سقز٬ از تجمع معلمان این شهرستان و "زانیاری" سایت انجمن صنفی معلمان استان کردستان از تجمع معلمان در سنندج  خواندنی است. به باور من مهمترین بخش این گزارش‌ها متن قطعنامه پایانی تجمع آنها است که به روشنی نشان می‌دهد خواسته معلمان در ایران آنگونه که بعضی تریبونهای خاص ادعا می‌کنند تنها معیشتی نیست و تلاش برای ارتقای سطح معیشت معلمان تنها یکی از خواسته‌های معلمان در ایران است.  علی‌رغم لینک به اصل هر دو گزارش٬ من با اجازه شارنیوز و سایت زانیاری عین گزارش آنان را اینجا بازنشر می‌کنم.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

گفتگو

تداوم منطقی هر بحثی تنها در پرتو حداقلی از توافق بر تعاریف اولیه (یا دست کم استدلال معرفتی برای بازسازی و باز تعریف همان مبانی٬ حسب مورد) و باور طرفین مباحثه به تکثر وجودی گوهر حقیقت و آمادگی عقلایی آنان برای تغییر احتمالی دیدگاه‌هایشان در پرتو این باور است. به بیان ساده‌تر٬ طرفین خود را واجد تمام حقیقت نمی‌دانند و آماده بازسازی باورها و داوریهای خود هستند.

در گفتگوی مکتوب میان من و آقای شیرزاد عبداللهی دو شرط مذکور حاصل نشده است و گفتگو در مدار باطلی گرفتار آمده است. نوشته‌ها و مدعاهای طرفین در معرض قضاوت مخاطبان است و خواننده از منظر خود و بی‌واسطه ما٬ قرائت خود را از آن به دست می‌دهد...

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

اشاره

        هر خواننده ای‌ که متن کامل یادداشتهای آقای عبداللهی را نخوانده باشد می‌تواند با رفتن به وبلاگ ایشان آنها را بخواند و من یا دیگری اساسا قادر به سانسور دیدگاه‌های ایشان نیستیم و نگرانی عبداللهی در این خصوص چندان موجه نیست.

در حقیقت وقتی متنی منتشره در اینترنت را نقد می‌کنیم آن متن به طور کامل در فضای اینترنت در معرض دید خواننده است و لذا این تصور که منتقد باید عین متن مورد نقد را باز نشر دهد تصور صحیحی نیست. اما در این مورد خاص٬ انتقاد از کوتاهی من در گذاشتن لینک یادداشت‌های مورد نقد انتقاد بجایی است و البته از این باور من ناشی شده بود که خواننده این وبلاگ حتما با وبلاگ آقای عبداللهی آشناست. در هر صورت من لینک یادداشتهای آقای عبداللهی را که در یادداشت نقد شده‌اند برای اطلاع خوانندگان اینجا می‌گذارم.

۱-شکست طیف تجاری- سیاسی کانون‌  ۲-چرا با اعتصاب معلمان مخالفم

نقد ژورنالیستی یا تسویه حساب شخصی؟


      با عجله نوشتن معمولا کار دست نویسنده می‌دهد. گاهی این عجله که با شوق بیان حقایق مهم و افشای رازهای بزرگ همراه است٬ چنان نویسنده را هیجان زده می‌کند که حاصل قلم در فردای این "تب هذیانی گرم" عرق سرد شرم بر پیشانی او می‌آورد. این فرازهایی از دو یادداشت جناب آقای شیرزاد عبداللهی معلم٬ روزنامه نگار و کارشناس مسائل آموزش و پرورش درباره کانون صنفی معلمان است:

تعداد مدارسی که  در سراسر کشور مطابق اطلاعیه کانون هر سه بند اعتصاب را اجرا کردند شاید به ده مدرسه نرسید..." این گروه برای ادامه بقای خود نیاز به فضای بحرانی دارند..."

" یکی از این آقایان با تاسف  گفته بود که ما انتظار برخورد سنگین امنیتی داشتیم..."


"این نگرانی وجود دارد که این گروه که با فراخوان اعتصاب نتوانست به هدف  خود که ورود دستگاه امنیتی و انتظامی به ماجرا و امنیتی کردن فضای آموزش وپرورش در آستانه انتخابات بود دست یابد، از فضای موجود سوء استفاده کرده و دامنه تحریکات خود را گسترش دهند..."

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران / اردیبهشت 88

   به نام خداوند جان وخرد


گمان مبر که به پایان رسید کار مغان             هزار باده ناخورده در رگ تاک است.
 بیانیه ی یکم اردیبهشت 1388
                                 
فرهنگیان عزیز،ملت شریف ایران
     بی تردید بیانات قاطع و صریح ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را که در 29بهمن ماه 87 ودر گفت وگوی زنده با شبکه ی سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید،از خاطر نبرده اید.

رئیس جمهور ضمن تاکید بر اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری از ابتدای سال 88 براین نکته نیز تاکید کردند که با اجرای این قانون تحول قابل ملاحظه ای در حقوق کارمندان دولت ایجاد خواهد شد.

   پس از سخنان رئیس جمهور ،کانون صنفی معلمان ایران به منظور نشان دادن حسن نیت فرهنگیان ،بخش اعتراض بیانیه ی بهمن ماه 87 را به حالت تعلیق در آورد واعلام کرد چنانچه تا پایان فروردین در احکام همکاران فرهنگی آن تحول که طی سالها ی گذشته وعده داده بودند،مشاهده نشود؛اعتراضات گسترده ای را سازماندهی خواهد کرد.

۱۳۸۸ فروردین ۳۰, یکشنبه

بدون شرح


واگذاری چهار هزار مدرسه در سراسر کشور به حوزه‌های علمیه

    
معاون مالی و اداری مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران گفت: تفاهم نامه واگذاری بیش از چهار هزار مدرسه در سراسر کشور به امضای مدیر حوزه علمیه قم و وزیر آموزش و پرورش رسید. اصغر عبداللهی در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر گفت: در این تفاهم‌ نامه که به امضای آیت الله مقتدایی به نمایندگی از حوزه علمیه و علی احمدی وزیر آموزش و پرورش رسید، 4 هزار و 200 واحد آموزشی در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به مدت 5 سال به مراکز حوزوی واگذار می‌شود.

    وی افزود: در این تفاهم نامه تأمین فضای آموزشی در قالب واگذاری مدارس، تأمین مدیر با توافق حوزه، تأمین کادر تخصصی برعهده وزارت آموزش و پرورش، تأمین محتوای دینی و فرهنگی، فعالیتهای فوق برنامه فرهنگی و تربیتی و ارائه خدمات مانند مستخدم و تأمین هزینه‌های جاری از تعهدات حوزه است. 

    وی با بیان اینکه اجرای این آیین‌نامه منوط به تدوین آیین‌نامه و ضوابط اجرایی است گفت: پیش‌بینی می‌شود با تدوین این مقررات، گروهی از این مدارس در مهر ماه سال جاری به حوزه‌های علمیه واگذار شود.

    معاون مالی و اداری مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران گفت: با امضای این تفاهم نامه، امکان واگذاری مدارس آموزش و پرورش به نهادهای مختلف حوزوی مانند مرکز مدیریت خواهران و برادران، جامعه المصطفی العالمیه و دیگر نهادهای حوزوی فراهم شده است.

۱۳۸۸ فروردین ۲۳, یکشنبه

بیانیه انجمن صنفی معلمان استان کردستان / بهار 88


به نام خداوند جان وخرد

آن که می اندیشد
               به ناچار دم فرو می بندد
اما آنگاه که زمانه زخم خورده و معصوم
به شهادت اش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت.            ( شاملو)

همراهان آگاه
با آغاز سال جدید دیگر بار در راستای سیاست ضد فرهنگی اداره ی آموزش و پرورش ناحیه یک سنندج یکی دیگر از معلمان مسئول و دلسوز گرفتارکینه توزی وغرض ورزی های شخصی مدیریت این ناحیه شد.مدیریت ناحیه یک طی نامه ای با وارد کردن اتهامات ناروا،معلم آگاه و فداکار جمال خوال را به دادگاه اداری معرفی نمود ودر نهایت ایشان به سه سال تبعید به استان سمنان محکوم شد.این اولین بار نیست که این مدیریت برای پنهان کردن ضعف های آشکار مدیریتی دست به چنین کار هایی می زند.حال که از حل مشکلات عدیده ی آموزشی باز مانده است و تا کنون نتوانسته موافقت وهمکاری معلمان این ناحیه را جلب کند با سیاست نخ نما شده ی حذف منتقدین آموزش و پرورش سعی در تظاهر به حفظ آرامش در ناحیه می کند.

۱۳۸۸ فروردین ۴, سه‌شنبه

توهم توطئه و تحلیل نظری

       آنکه را خواب است می‌توان با ندایی بیدار کرد اما آنکه خود را به خواب زده است با فریاد نیز بیدار نخواهد شد. یادداشت "فرزاد کمانگر و آنانی که باید شرمسار باشند" اشاراتی به دیدگاه آقای عبداللهی درباره فرزاد کمانگر داشت و همین امر واکنش ایشان را موجب شد. در این یادداشت کوتاه به واکنش ایشان اشاره‌ای می‌کنم. 

    
     چکیده تحلیل من درباره موضوع بازداشت فرزاد در آن یادداشت و پیش از آن نیز این بوده است که " بازداشت فرزاد کمانگر همچون هر کس دیگری دلیلی دارد. این دلیل یا از نظر عاملان بازداشت موجه و به باور آنها از لحاظ شکلی قانونی می‌نماید و در پرونده به روشنی مورد استناد قرار می‌گیرد و یا حتی در نگاه ایشان موجه نبوده و به لحاظ شکلی هم  قانونی نمی‌نماید و ردی از آن در پروند نخواهد بود. با توجه به مواضع  وکیل پرونده٬ اظهار نظر اخیر ماموران امنیتی درگیر پرونده و سایر قراین٬ در پرونده فرزاد دلیلی موجه و از لحاظ شکلی قانونی برای زندانی کردن او موجود نیست. لذا اگر بپذیریم که عاملان بازداشت و بازجویی یکساله او - "قبل از دادگاه و اعمال نفوذ وکیل فاسد"- مجنون نبوده‌اند٬ بازداشت او منطقا واکنشی غیر قانونی به فعالیتهای مدنی/حقوق بشری فرزاد بوده است. بازجویان او با اعترافات صریح دو بازداشتی دیگر از همان ابتدا در می‌یابند که فرزاد از برنامه آن دو نفر دیگر اطلاعی نداشته و این همسفری تصادفی بوده است اما این را فرصت مناسبی برای متهم کردن فرزاد و فرستادن پیام برای سایرین می‌دانند."

۱۳۸۷ اسفند ۲۹, پنجشنبه

نه وروزتان پیروز


 اینجا الان ساعت ۷ است و تا لحظه تحویل سال و شروع سال جدید٬ ۸ ساعتی باقی مانده است.

 این اولین تجربه نوروز و تحویل سال در غربت و دور از خانه است. برای من٬ نوروز یعنی تلاش برای آماده کردن مقدمات آتش شب نوروز و میهمانی بزرگ خانه مادرم و جمع شدن تمام خانواده با هم  و تکرار این میهمانی ها هر روز در خانه یکی دیگر از اعضای خانواده در سیزده روز تعطیلات و لذت بردن از حضور و زیستن در کنار خانواده. نوروز برای من فرصتی است برای دیدن فامیل و دوستان دور و نزدیکی که در هر کجای ایران که باشند برای تعطیلات نوروز به خانه و شهر کوچک خویش بر می گردند.

 نوروز برای من یعنی "شنگ" و "ریواس" و "گیای به هار" و طبیعت زیبا. نوروز برای من یعنی قدم زدن در خیابانهای شلوغ شهر٬ پیاده روهای باریک و "فلکه هه لو" و دکه روزنامه فروشی ریحانی و مطبوعاتی شاهوردی و روزهای بی روزنامه و گپ زدن با دوستان. نوروز یعنی فرصتی برای تکرار هزارباره این ادعا که سرزمین من زیباترین دختران جهان را دارد. نوروز یعنی فرصتی هرچند کوتاه برای فراموش کردن تمام مصیبت هایمان٬ نوروز یعنی فرصتی برای امید بستن٬ امیدوار شدن و امیدوار ماندن.

اینک اما و اینجا٬ نوروز...

     نوروز و فرا رسیدن سال نو را به همه دوستان شادباش می گویم و بیش و پیش از همه به زندانیان سیاسی و عقیدتی و خانواده های ایشان که آمدن سال تازه را با امید آزادی و حضور دوباره عزیزانشان در جمع خانواده جشن می گیرند. و اما نمی دانم این نوروز را به خانواده "امید رضا میر صیافی" تبریک باید گفت یا تسلیت...  

۱۳۸۷ اسفند ۲۴, شنبه

فرزاد کمانگر و آنانی که باید شرمسار باشند

        روایت ستمی که بر فرزاد روا داشته‌اند و سیاستی که موجب می‌شود هر از چندگاهی دشنه‌ای تازه بر جانش زنند و با خدعه‌ای تازه روانش را بیازارند٬ انور حسین‌پناهی و ارسلان اولیایی و "ده‌ها" و بلکه "صدها"ی دیگر و تکرار هزارباره رنجی که بر این مردمان می‌رود٬ نوشتنی می‌طلبد دوصد چندان٬ و دریغ از فراغتی برای نوشتن و دریغ افزونتر برای دوستانی که قلم توانا و وقت عزیز خویش و مخاطبانشان را صرف... بگذریم . حاشیه‌ای بر یک ادعا٬ اما برای من فرصتی دوباره برای پرداختن به موضوع فرزاد است.


   
       آقای شیرزاد عبداللهی کامنتی خصوصی برای من گذاشته بود که ادبیات نامناسبی داشت و من مطمئن نبودم اساسا پاسخ دادن به آن واکنش مناسبی باشد یا نه؟ و البته تصور من این بود که آقای عبداللهی به زعم خویش تذکری درست (و به باور من نادرست) به من داده‌اند و چون کامنت را خصوصی ارسال کرده‌اند مایل به انتشار و پاسخ به آن در فضای عمومی نیستند. در آن مقطع بحثی هم مطرح بود دال بر اینکه با سکوت درباره موضوع فرزاد امکانی برای ماموران جدید پرونده فراهم شود تا پرونده را سریع به نتیجه مطلوب برسانند. البته عدم موافقت رئیس قوه قضائیه با اعاده دادرسی و تداوم فشارها بر فرزاد نشان داد که مشکل٬ فریاد دادخواهی ما نیست.