۱۳۸۷ آذر ۶, چهارشنبه

روزهای تلخ


      ماموران زندان اوین دوشنبه شب ۴ آذر فرزاد کمانگر را از سلول خود در بند ۲۰۹ زندان به بند دیگری منتقل می‌کنند. قرار است اجرای احکام زندان اوین سحرگاه چهارشنبه حکم اعدام تعدادی از محکومین به اعدام را اجرا کند. ماموران منتقل کننده فرزاد نیز در حین انتقال توام با ضرب و شتم او با گفتن کلماتی همچون "شهید" به شیوه‌ای تمسخرآمیز فرزاد را خطاب قرار داده و به عمد هم‌سلولیهای او را که روز بعد از آن با خانواده‌های خود ملاقات دارند از قصد احتمالی مسئولین زندان برای اجرای حکم اعدام فرزاد آگاه می‌کنند.

هدف تست کردن واکنش افکار عمومی به شنیدن خبر "احتمال اجرای حکم اعدام فرزاد کمانگر" است. خبر سریعا منتشر شده و زنجیره واکنش‌هایی را به دنبال دارد: بروز درگیریهای پراکنده در شهر کامیاران بین مردم و نیروهای امنیتی٬ اعلام تصمیم کاروان حجاج اعزامی از این شهرستان دال بر انصراف از تشرف به حج در این شرایط و موج گسترده واکنش منفی افراد و سازمانهای مختلف به این احتمال تلخ. اجازه ملاقات وکیل فرزاد با او٬ تماس تلفنی با خانواده و انتقال دوباره فرزاد به بند ۲۰۹ و سلول قبلی٬ پیامد این واکنش‌ها بوده است٬ این تنها یک فرضیه است.

    

        یک فرضیه هم این می‌تواند باشد که مسئولین زندان اوین خودسرانه و تنها برای درهم شکستن روحیه فرزاد٬ تحت تاثیر قرار دادن همبندیهایش و مهمتر از همه البته٬ ارضای شهوت قدرت نمایی خود٬ این نمایش زشت را اجرا کرده باشند. می‌توان فرضهای بسیار دیگری هم ارائه داد اما در این واقعیت که قدرت به عریان‌ترین شیوه ممکن مشتاق جلوه‌ نمایی بوده و تنها هراس از هزینه‌های پیش‌بینی نشده گاه جلودار آن می‌شود٬ تغییری ایجاد نمی‌کند.

اگر هنوز امیدی به حاکمیت قانون و ملاحظه اخلاق در این سرزمین وجود داشته باشد و مسئولی را پروای قانون و اخلاق باشد٬ باید پرسید آزار و شکنجه روحی زندانی بی‌دفاع و خانواده دردمند او چه معنی می‌تواند داشته باشد جز سادیسم قدرت غیر پاسخگو؟
    
       آقایان مسئول! ما قدرت و عطش سیری ناپذیر شما را برای اعمال قدرت باور کرده‌ایم. آن را با گوشت و استخوان خود لمس کرده‌ایم. آثار آن بر روح و جان ما سایه افکنده است. در هراس دائمی زیستن و بی‌هیچ امیدی چشم انتظار به در دوختن حکایت این سالهای ماست. باور کنید برای یاداوری قدرتتان و برای تثبیت هزارباره آن به کشتن انسانی دیگر نیازی نیست. حضور شما و در کنار شما روزگار را به سر بردن خود بهترین یاداور اکنون ما و همیشه شماست. 
      
     آقایان آنکه شما کمر همت به کشتنش بسته‌اید٬ ۱۲ سال از بهترین سالهای زندگیش را وقف آموزش و پرورش فرزندان این خاک کرده است. شاگردان او همچون ما و شما می‌بینند آنچه را که ناحق بر او روا داشته‌اید. فردایی که در پی خواهد آمد نه چون امروز ما٬ و کودکانی که امروز روحشان آزرده می‌شود٬ نه چون دیروز ما خواهند بود.
آقایان دست نگه دارید٬ حتما فردایی هم هست.

0 نظرات:

ارسال یک نظر