۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۲, پنجشنبه

گزارش بهاره گیان ...

ساعت هفت صبح، ساعت زنگ می زند. دخترک نوجوان بیدار می شود. مسواک می زند، صبحانه می خورد و به اتاقش بر می گردد. حالا وقت درس است. خبری از مدرسه رفتن نیست. ترانه در خانه درس می خواند. 

پدر ترانه در دوارن تحصیلش در دبیرستان، به خاطر تصادف ماشين، چند ماه از مدرسه رفتن محروم می شود. او تصمیم می گیرد در خانه درس بخواند و با دوستانش امتحان بدهد.می گوید نتیجه ی آن سال شگفت انگیز بود. او از همه ی هم کلاسی هایش جلو می زند.  بعد از این که ترانه به کلاس دوم راهنمایی می رود، تصمیم می گیرند روش درس خواندن را در خانه اجرا کنند. هر دو، پدر و مادر ترانه، در درس هایش به او کمک می کنند و خودش هم راضی است. دوستانش را در خارج از مدرسه می بیند. بعضی درس ها را زودتر از دوستانش تمام می کند و فرصت بیشتری برای مطالعه های غیر درسی دارد. مدرسه رفتن یا نرفتن از سال پنجاه خورشيدی به بعد، شکل رسمی مدارس به سه دوره ی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه تقسیم شد. اما شیوه ی درس خواندن هم آموزش مدرسه ای و هم غیر مدرسه ای دارد. در درس خواندن خودخوان یا غیر حضوری، دانش آموز فقط در امتحانات پایان ترم شرکت می کند و اجباری به حضور در کلاس ها نیست. این آموزش در ایران برای کسانی که به دلیل دوری مسافت، بالا رفتن سن، و یا بیماری های خاص، امکان حضور در مدرسه را نداشتند، در نظر گرفته شد. اما به مرور، تعداد دانش آموزان متفرقه که به دلایل شخصی مایل به خودخوانی بودند، افزاش یافت.